درباره نویسنده
امید نقوی
کجا هستم: هر یکشنبه 17 تا 18 در فرهنگسرای شهر اندیشه با خوانش و شرح مثنوی معنوی و غزلیات شمس در خدمت مشتاقان هستم. نشانی: شهر جدید اندیشه- فاز 3- مجتمع فرهنگی امام علی (ع)
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کدهای اضافی کاربر




دوستان همشهري


گردشگري شهريار

دنی بی- استاد حشمت الله اسحاقی

رها-پروانه عزیزی

حرفهاي من-استاد احمد فرجي

پای تخت غزل-احسان قدیمی

جوگيريات-بابک اسحاقی

زير زمين-نيره سليمي

ایکسهای بدون چتر-اشرف السادات حسینی

بی نشان - استاد صراف غفاری

شعر و اندیشه- محمد آسیابانی

شعله آواز-استاد عباس خوش عمل

تلخک -استاد عباس خوش عمل

صابر ساده

پرده آخر-احسان فرجی

فصل ترانه های بد !- سيد مصطفي ميري

ميخوش ولي زاده

حجم زرد- محسن تاجیک

امید منوچهریان

تلخ وش- الهام خوشدل

هاویشتان-فرامرز زعفرانيه

اینجا بهشت نیست-طاهره کارخانه

لبخند عامیانه شعر - پدیده شجاعی

پوتين- محمد تاجيک

مجله کوچک-مهدی مرادی

سكوت شنيدني-داوود مرادي

مستانه های باد در پاییز-عباس عابد

شبيه تنهايي-احمد هادي

پینوکیو-فاطمه ارجمندی مقدم

پازل بی پاسخ-کيامهر

نشريه ادبي عروض

امید نقوی در ادبستان


Links


پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

سالهاي تاکنون-عبدالجبار کاکائي

تازه هاي ادبي

آسمون ريسمون

انجمن شاعران پارسی زبان

با تو من با "بهار" می رویم- بهاره دل فرح

دکتر اسفنديار دشمن‌زياري

داريوش احمدي

غزل پست مدرن-سيد مهدي موسوي

سنگچين- سعيد بيابانكي

پرويز بيگي

فرهاد صفريان

شاعرانه ها-سيامک بهرام پرور

غزلسرا-صالح دروند

عبدالصابر کاکایی

جامعه مجازی ادبی ایرانیان-ادبسرا جامعه مجازی فرهنگی و ادبی ایرانیان

ترنم-اسماعیل امینی

ازبيكرانه ها- انسيه موسويان

الهام حيدري

دروغ های مقدس-حامد ابراهیم پور

...باران اگر باشد-جمیله سادات کراماتی

بوتيمار-محمد اسماعیل زاده

فاطمه انتظار

مریم جعفری آذرمانی

فاطمه جهانبازنژاد

اتاق نارنجي- الهام و سمانه خير انديش

رحيم رسولي

سید محمد رضا عالی پیام

سراب آرزوها-مهدی کوه پیما

با گريه خنديدن- سميه رشيدی

ديوار- مهدي ابراهيمي

احسان برات پور

رنگ های رفته دنیا-گروس عبدالملکیان

حوض ماهی-رضا سيرجاني

سرزمين سبز لبخند-رضا سيرجاني

آقا طيب-مسعود کرمی

بهار اندام-عليرضا بديع

یکی موند یکی رفت

ریما

علي هوشمند

اتاق203- امير مرزبان

کرگدن-محسن باقرلو

رها

قلعه سيب- سودابه مهيجي

خونابه-سيد هاني رضوي

صدای پای کبوترها

نيزه هاي نفرين شده-مينا معيني

صفحات گرامافون- حبيب محمد زاده

ايمان کرخي

فصل فاصله-دکتر محمد رضا ترکي

مهدي فرجي

پنجره های نیمه باز - حسینعلی رحیمی

خلیل جوادی

حضور در لحظه ها-حدیث افشار

حس اول- صالح سجادي

بی اسم-مهدی زارعی

چشمان تو شناسنامه ي من است-سید جعفر عزیزی

حلقه نقد

من نيستم-نازنين مرادي

سيب تجلي-وحید حیاتلو

سكسكه هاي يك مست - شهرام میرزایی

مشق شعر-امیر حسین آکار

شايسته ابراهیمی

آدمک

واران-جليل صفربيگي

شاعرانه-عبدالرحيم سعيدي راد

در حوالي اين كوچه ها- الهام كريمي

سایه های شرجی-امیر نعمتی

كتايون بهرامي

سنگواره ها - عبدالحسین انصاری

چراغ - حسین خادم

سفره ی متروک پاییز - زیوری ویژه

مرگ يک اتفاق معمولی است- مقداد تکلوزاده

هیچ مگو-امیرحسین نیکزاد

آواز بالهای غزل

اصغر معصومی-روز موقت

مریم جعفری آذرمانی

سلام ماهی ها-فهیمه حسینی علی آباد

سراب آرزوها-مهدی کوه پیما

سردار شمس آوری

رضا کرمی-مفهوم سبز خشکسالیها

امیر آزاده دل

آه باران-کسری صدیق شجاع

سخن- محمد میرزاخانی

شب بو-ايلشن جلاسی

از هر دری سخنی-محمد رضا راثی پور

سپیده الوندی

من توانستم- فوزیه غزنوی

ذوالفقار شریعت

رضا پارسا

محمد حسین صفاریان-سی پل

محسن عاصي

حسن اسحاقی

براده هاي روح- زنده ياد سيد حسن حسيني

محمدقائدی-شعر و ادب

لی لی-حسام بهرامی

لی لی-حسام بهرامی

به من نامه بنويس-غلامرضاسليماني

سعيد حيدری

پویا آریانا

شعر فردا-طيبه نيکو

سیما احمدی

مانيها

هادي خور شاهيان

صهبا رحیمی

خلوت گزیده- علی عباس نژاد

مریم افضلی

غزل امروز افغانستان

قصه هاي عزيز آقا

چهار فصل ناتمام-محسن اشتياقي

يک جرعه غزل-نغمه مستشار نظامي

دلنوشته ها

پريا کشفي

هفت قدم تا تو-مهدي شادکام

تنهاييم را با تو قسمت ميکنم

آرش شفاعي

گربه اي در خانه ي خالي

مثل کسي که کيست - مونا زنده دل

عبد الرضا کوهمال جهرمي

بوالفضول الشعرا

شراره هاي آفتاب-اسفنديار دشمن زياري

جمهوري شعر-اسماعيل مهرانفر

شيدائی-مریم عندلیب

خرس-ايمان مستشار نظامي

عشق عليه السلام- علی رضا قزوه

بابا حکیم

آب و کاشي

امير نام آور

تنها براي دل خودم

غزل پيشرو

پسا غزل2-تورج بخشايشي

دو تا حيرون من و تو-حسین فرخی

محمد مبلغ الاسلام

مژگان بانو

رهيــاد- محسن رضوي

محمد کاظم کاظمي

پلاک 7-امير اکبرزاده

استاده

خاطرات سوخته

ترنم احساس-حسین پروند

پروانه عزیزی فرد

مسعود عباسي

نابود شدن بلاگ رولینگ باعث ازدست رفتن لینک دوستان شد.با عرض پوزش، لطفا دوستانی که لینک داده اند بفرمایند تا لینکشان دوباره درج شود.

جان غزل
اشعار و وب نوشته های امید نقوی
متن کامل مصاحبه با کتاب هفته
نویسنده: امید نقوی - ۱۳٩٠/۱٠/٢۱

در ابتدای دیماه مصاحبه ای درباره کتاب جان غزل و کتاب جدیدم (به نام سخن آشنا) و مسائل شعر و ادبیات، با هفته نامه «کتاب هفته» داشتم که فکر می کنم بخصوص مطالبی از آن درباره ی مشکلات ادبیات و خط فارسی، میتواند مفید باشد. متن کامل مصاحبه را اینجا قرار دادم تا دوستان علاقه مند مطالعه کنند. لطفا بخوانید و اگر نظری دارید بفرمایید. (نسخه PDF این شماره ی هفته نامه را میتوانید در اینجا ببینید. مصاحبه در صفحه 7 چاپ شده است.)

 

گفتگو با امید نقوی، شاعر و پژوهشگر

چندصدایی شعر را پویا می‌کند

امید نقوی یکی از شاعران جوان و با سابقه امروز است، که پس از سال‌ها حضور در عرصه‌های جدی شعر، ماه گذشته نخستین مجموعه شعر خود را با عنوان "جان غزل" توسط انتشارات فصل پنجم منتشر کرد. از دید بیشتر منتقدان، اشعار نقوی در بین شاعران جوان دیگر، از معدود تجربه‌های اصیل در غزل نو است. امید نقوی هم‌اکنون در دانشگاه آزاد اسلامی کرج به تدریس ادبیّات فارسی مشغول است. او همچنین چند سالی است که جلسات شرح و تفسیر غزلیات شمس و مثنوی‌خوانی را در فرهنگسرای شهر اندیشه برگزار می‌نماید. با او به بهانه چاپ "جان غزل" گفتگویی داشته‌ایم که در ادامه آن را خواهید خواند.

مصاحبه گر: محمد آسیابانی

 

با وجود سابقه شعری زیاد، چرا اولین مجموعه شعر مستقل خود را با تاخیر زیاد چاپ کردید؟

به دلیل توصیه استاد گرانقدرم مرحوم دکتر قیصر امین‌پور. در سال 83 تصمیم به چاپ مجموعه اشعارم گرفتم و در اولین قدم مجموعه را به استاد نشان دادم که ایشان پس از خواندن آن گفتند که چند سالی صبر کن تا اشعار جدید را اضافه کنی و پخته‌تر شوی. به همین خاطر صبر کردم تا کار گزیده‌تر و به اصطلاح چکش‌خورده‌تر چاپ شود. در این چند سال بازنگری‌هایی در اشعار انجام دادم و بسیاری از اشعار هم حذف و اضافه شدند تا اینکه گزیده‌ای از اشعار سال 76 تا 89 فراهم شد که تصمیم به چاپش گرفتم. البته برای اینکه سیر تطور زبان و ذهن شاعر گم نشود سعی کردم از هر سال حداقل یک اثر در کتاب باشد، تا خواننده بتواند این روند تحول زبان و قلم شاعر را پیگیری کند. البته در این سال‌ها اشعارم به طور مستمر در مطبوعات و همینطور وبلاگم منتشر شده است، یعنی به لحاظ رساندن شعر به مخاطب و در معرض نقد قرار دادن، سعی کرده‌ام کم‌کاری نداشته‌باشم.

مجموعه شعر جان غزل-امید نقوی

در مورد عنوان کتاب  یعنی "جان غزل" توضیح دهید؟

ترکیب "جان غزل" را از این بیت استاد محمد علی ‌بهمنی وام گرفته ام: تو مگر تاب و توانی شوی ای عشق که من / همچنان جسم غزل هستم و تو جان غزل. به قول استاد شکارسری (و منتقدان دیگر این کتاب) موتیف این مجموعه و آن چیزی که در شعرها جریان دارد، عشق است و این عشق است که جان غزل است.

برخی کلمات خاص چون لانگ‌شات و... که در غزل‌های این مجموعه استخدام شده‌اند، چگونه در وزن قرار می‌گیرند؟

کلمات جدید را به گونه‌ای در شعر مورد استفاده قرار داده‌ام که جریان حاکم بر غزل آن را بطلبد و این کلمات از شعر بیرون نزند. خوشبختانه تاکنون هم منتقدان نگفته‌اند که این کلمات توی ذوق می‌زند و به چشم می‌آید.

اتفاقاً چون روی کار نشسته، جای سوال است که چگونه از این لغات استفاده کردید که بدون هیچ سکته‌ و یا ایرادی در وزن قرار گرفته‌اند و مخاطب به هیچ عنوان احساس نمی‌کند که این واژه، واژه غزل نیست.

بحث، بحث غزل نو است. در غزل نو، شاعر باید بتواند هر واژه‌ای را که لازم داشته باشد در غزل جای بدهد. امروزه برای توصیف برخی از صحنه‌ها و حالات زندگی این دوره، نیاز است از واژگانی استفاده شود که در گذشته ادبی به شمار نمی‌رفته‌اند؛ و طبیعی است که شاعر باید بتواند این واژه‌ها را بدون اشکال وزنی در غزل استفاده کند.

شعر یازدهم کتاب، یک شعر چند صدایی است. این امر چگونه امکان‌پذیر شده است؟

چند صدایی بودن در این کار الزامی بود که روایت ایجاب می‌کرد و بدون این تکنیک این شعر عقیم می‌ماند. البته من هیچگاه سعی نکردم از یک تکنیک به عنوان یک حربه برای حمله به مخاطب استفاده کنم، همیشه نوع روایت باید تکنیک کار را مشخص کند. در قسمت‌هایی از این شعر، شاعر می‌خواهد حرف خودش را به ریشخند بگیرد و نمی‌تواند مستقیما این کار را انجام دهد، بنابراین مجبور است که از یک نفر دومی استفاده کند که آن نفر دوم مضمون را به ریشخند بگیرد.

راوی جدید وارد شعر می‌شود یا کماکان راوی همان شاعر است؟

نفر دومی وارد روایت می‌شود که شخص منتقد است. او وارد روایت شعر شده، می‌خندد و درباره شعر اظهار نظر می‌کند. شخصیتی به نام بازبین هم در این شعر است که او هم در مورد شعر نظر می‌دهد. این جریان باعث شده است که به نحوی شعر در حال تولد با منتقد خودش در حال برقراری دیالوگ باشد و این مسئله شعر را از حالت سکون و ایستا بودن به یک حالت داینامیک در می‌آورد.

دیالوگ‌های شخصیت‌های جدید در همان وزن غزل است یا وزن جدید دارند؟

کاملا در همان وزن و قافیه غزل وارد می‌شوند و اظهار نظر می‌کنند.

با این ترفند آیا هماهنگی بین فرم و محتوا برقرار می‌شود؟

در کل به نظر من هماهنگی بین محتوای جدید و فرم کلاسیک را کاملا می‌توان برقرار کرد و غزل این قابلیت را دارد که اگر درست به آن نگاه شود کاملا با محتوای مدرن هماهنگ شود. از نظر من غزل تنها یک قالب است و موضوع این است که چگونه از این قالب استفاده کنیم و چه مضمونی را در این قالب بریزیم؟ اگر وزن و قافیه درست انتخاب شوند می‌توان از مضامین کاملا سنتی و کلاسیک تا مضامین بسیار نو را با غزل بیان کرد. حتی خود مضامین می‌توانند وزن و قافیه‌ای را به بار بیاورند که جوابگوی بیان مفهوم باشد. بسیاری از شعرا شکوه می‌کنند که نمی‌توانند در قالب غزل حرفشان را به درستی بیان کنند؛ به نظر من دلیل آن بیشتر در عدم انتخاب وزن و قافیه درست است. زمانیکه وزن و قافیه مشکل‌دار باشد (یعنی با محتوا هماهنگ نباشد یا دشوار باشد) به یقین شاعر نمی‌تواند همه حرف‌هایش را بیان کند. به نظرم احتیاج به تجربه بیشتری در قالب غزل داریم تا بتوانیم مفاهیم را درست منتقل کنیم.

در مورد اشعار آیینی کتاب توضیح دهید؟

این اشعار بیشتر بیان احساسات من نسبت به ائمه اطهار، شهدا و میهن است. نگاه من در این اشعار نگاه مدحی که در گذشته روال داشته نیست، بلکه سعی کردم با دیدی تغزلی احساساتم را بیان کنم و فکر کنم به همین خاطر هم برای شما سوال پیش آمده باشد.

امید نقوی-Omid Naghavi-امید نقوی

کتابی را آماده انتشار دارید؟

کتاب «سخن آشنا» که گزیده ادبیات ایران است و احتمالا تا ماه آینده وارد بازار خواهدشد. این کتاب را قبلا بصورت جزوه‌ در دانشگاه برای دروس تاریخ ادبیات، فارسی عمومی و ادبیات پیش‌دانشگاهی تدریس کرده‌ام و 15 فصل دارد که از رودکی آغاز شده و تا روزگار ما، شاعران و نویسندگان ایران و همینطور دوره‌ها و سبک‌های ادبی معرفی می‌شوند. از هر شاعر بهترین، زیباترین و به یادماندنی‌ترین اشعارش در کتاب درج شده است. همچنین در هر فصل بخشی اختصاص دارد به انواع ادبی، دستور زبان، نکات نگارشی و قوالب شعری. البته این کتاب تالیف مشترک من و خانم «پروانه عزیزی» است و تمام سعی ما بر این بوده که یک کتاب مرجع کوچک برای ادبیات تهیه کنیم تا هر نکته‌ای را که یک دانشجو بخواهد در مورد ادبیات ایران اعم از آرایه‌ها و صناعات شعری، انواع ادبی، تاریخ ادبیات و... بداند با مراجعه به این کتاب نیازش برطرف شود.

شیوه پژوهشی کتاب چگونه است؟

در انتخاب اشعار کتاب، بیشتر به جنبه زیبایی‌شناختی‌ توجه داشتیم. در کل فکر می‌کنم شاعران بیشتر به این جنبه توجه دارند اما ادیبان و دانشمندان علوم بلاغی بیشتر به سمت نکات فنی و تکنیکی عمیق اشعار می‌روند. به عنوان مثال از انوری غزل‌هایی را انتخاب کردیم که اگر نوشته نشود که این شعر از انوری است، به دلیل روانی و راحتی شعر، مخاطب شاید فکر کند که در عصر حاضر سروده شده است. البته در این میان زمان هم مهمترین غربال است. اشعاری که به یاد ما ایرانی‌ها مانده مسلما به لحاظ زیبایی‌شناسی جایگاه بهتری داشته‌اند. در مورد انتخاب اشعار معاصران هم همین دیدگاه را مدنظر قرار دادیم و با مشورت دوست شاعرمان احسان قدیمی، آثار زیبا و به یادماندنی ادبیات معاصر را انتخاب کردیم.

با توجه به سابقه تدریس شما در دانشگاه، در مورد کتب دانشگاهی ادبیات (به لحاظ آسیب‌شناختی) چه نظری دارید؟

مشکلات ادبیات ایران ریشه‌ای‌تر از آن است که صرفا بخواهیم به آسیب‌شناسی کتب دانشگاهی بپردازیم. به نظر من مهمترین مشکل ادبیات ما که نزدیک به صد سال است اساتید و پژوهشگران بسیاری آن را اعلام کرده‌اند، خط فارسی است. خط فارسی اشکال دارد و این مهمترین دلیلی است که مشاهده می‌کنیم افراد با درجه تحصیلی کارشناسی یا حتی بالا‌تر نمی‌توانند 10 خط بدون غلط بنویسند. در خط فارسی چه دلیلی دارد که ما برای یک "واج" چهار "نویسه" داشته باشیم، وقتی این نویسه‌ها عملا کارکردی ندارند. مثلا به نظر شما چرا باید چندین «ز» و یا «س» وجود داشته باشد؟

که حتی به لحاظ تلفظ هم هیچ تفاوتی با هم ندارند و به یک شکل بیان می‌شوند...

بله این نویسه‌ها برای زبان و خط عربی است که در این گویش نحوه بیان کردن آنها با هم متفاوت است. در فارسی که در تلفظ، این واج‌ها با هم هیچ تفاوتی ندارد؛ عملاً نویسه‌های مختلف هم کارکرد خود را از دست می‌دهد و تنها نوشتن را دشوار می‌کنند. همانطور که در گذشته «تهران» را «طهران» می‌نوشتیم و با تبدیل «ط» به «ت» هیچ اتفاقی رخ نداد، گمان من بر این است که با اصلاح مساله نویسه‌های مختلف واج‌ها، مشکلی برای خط فارسی درست نخواهد شد و البته یکی از معضلات عمومی ادبیات ـ که همان املای فارسی است ـ را در جامعه حل خواهد کرد. مشکل دیگر خط فارسی نداشتن اعراب است. وقتی مصوت‌های یک زبان، در خط، نویسه‌ یا نمادی نداشته باشند، گویش‌وران آن زبان قطعا در خوانش با مشکل روبرو خواهند بود، کما اینکه امروزه این مشکل وجود دارد. در قرن حاضر که دوره‌ تخصصی شدن علوم است، ما نباید از یک فرهیخته پزشکی انتظار داشته باشیم که تحصیلات ادبی هم داشته باشد تا بتواند به عنوان مثال از خوانش ادبیات فارسی بهره‌مند شود. این شخص باید با تحصیلات‌ عمومی (دبیرستان) بتواند متون فارسی را بخواند و عدم وجود نویسه برای مصوت در این میان مشکل ساز شده است. در کل باید گفت که تا وقتی مشکل خط فارسی درست نشود، معضلات ادبیات فارسی هم حل نخواهد شد. برای حل این دو مشکل بزرگ و مشکلات دیگر خط فارسی، حتما باید علمای ادبیات و کل اساتید و پژوهشگران نظر بدهند تا در آینده انشاا... مشکلات برطرف شود.

اما به نظر من مشکل عمده ادبیات در دانشگاه‌ها این است که به ادبیات معاصر کمتر توجه شده است. (البته به آثار کهن هم با دیدی زیباشناختی نگاه نمی‌شود.) متاسفانه اکثر اساتید هم به سمت علاقمند کردن دانشجو به ادبیات قدم بر نمی‌دارند و این به خصوص برای دانشجویان رشته‌هایی غیر از علوم انسانی مشکل‌ساز شده است. دانشجویان ادبیات قارسی فقط 4 واحد از 144 واحد درسی‌شان به ادبیات معاصر اختصاص دارد (2واحدشعر و دو واحد نثر) و این مصداق عبارت: "النادر کالمعدوم" است. آنقدر کم است که انگار اصلا وجود ندارد. این مشکل را هم شاید بشود با تخصصی و یا گرایشی کردن رشته ادبیات حل کرد و اگر این امر امکان پذیر نیست حداقل باید تعداد واحدهای بیشتری را برای ادبیات معاصر در نظر گرفت.

و حرف پایانی...

جان غزل مجموعه ای از خاطرات و احساسات پانزده سال از زندگی من است، امیدوارم که مخاطبان با اشعار آن ارتباط برقرار کنند و البته مرا از نقد خود نیز محروم نسازند. در پایان ضمن تشکر از شما باید حتما از استاد حشمت‌الله اسحاقی، استاد شعر و ادبیات شهرستان شهریار و شهر جدید اندیشه تشکر کنم که ستون محکم انجمن ما بوده و هستند. وجود این انجمن که به همت ایشان و آقای احمدفرجی پا گرفته و ادامه یافته بسیار ارزشمند است و شعرای خوبی را به جامعه ادبی معرفی کرده است.

نظرات ()



انتشار و مراسم رونمایی از مجموعه‌ی شعر جان غزل
نویسنده: امید نقوی - ۱۳٩٠/۸/۱٩

مجموعه «جان غزل» گزیده ای از اشعار سال‌های 1376 تا 1389 اینجانب، منتشر شد.

( خلاصه بخش سوم مصاحبه بنده با رادیو ایران صدا، درباره ادبیّات دانشگاهی، رابطه جامعه با ادبیّات، اشکالات خط فارسی و لزوم اصلاح آن، دلایل گریزان شدن جوانان از ادبیات، الزامات معلمان و مدرسان ادبیات، لزوم بازنگری در مواد و منابع آموزشی ارائه شده در درس ادبیات، لزوم گرایشی شدن ادبیات، لزوم تدریس دروس کاربردی و ادبیّات معاصر در رشته ادبیات و... 90/09/26)

(شعر خوانی و لینک مستقیم مصاحبه) (بخش اول و دوّم مصاحبه در ادامه مطلب)

این مجموعه در سه دفتر، با 47 شعر و حاوی اشعاری با مضامین عاشقانه، اجتماعی و آیینی است.

مجموعه شعر جان غزل-امید نقوی

مجموعه توسط انتشارات فصل پنجم در 104 صفحه و با قیمت 3000 تومان به بازار کتاب عرضه شده است.

مراسم رونمایی از کتاب «جان غزل» در شب شعری به میمنت عید سعید غدیر خم با حضور استادان پرویز بیگی حبیب‌ آبادی، حمیدرضا شکار سری و امیر مرزبان، روز دوشنبه، 23آبانماه 90، در شهر جدید اندیشه، مجتمع فرهنگی امام علی (ع)، انجام شد و به شرکت کنندگان یک جلد از این مجموعه، که توسّط انجمن ادبی فرهنگ (اندیشه) خریداری شده بود، هدیه گردید. مراسم با شعرخوانی اساتید و شاعران شهرستان شهریار و شهر اندیشه و همچنین اجرای برنامه‌های موسیقی و پذیرایی همراه بود. (عکس ها در ادامه مطلب) 

    (معرّفی مجموعه «جان غزل» در خبرگزاری کتاب ایرانIBNA)

( معرّفی «جان غزل» در روزنامه اطّلاعات)

دوستانی که مایل به تهیّه‌ی مجموعه هستند می‌توانند آن را  از مکان‌های زیر تهیّه نمایند:

 

تهران:

فروشگاه خانه شاعران ایران: خیابان انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، مجتمع فروزنده، طبقه زیرین.

انتشارات فصل پنجم: میدان انقلاب، ابتدای کارگر جنوبی، کوچه مهدیزاده، شماره‌ 4، واحد 10

شهریار: روبروی پایانه تاکسی، جنب پاساژ زرین، کتابفروشی بهار.

کرج: گوهردشت (رجایی شهر)، بلوار موذن، روبروی درب غربی دانشگاه، انتشارات خوارزمی.

 

نقد و نظر همه ی دوستان را به دیده ی منّت خواهم پذیرفت.

دو شعر از دفتر نخست کتاب را به همراه گزارش تصویری مراسم رونمایی کتاب در مطلب بخوانید و ببینید...


ادامه مطلب ...
نظرات ()



حجم غم به سینه‌ ابری فشرده را
نویسنده: امید نقوی - ۱۳٩٠/٦/۱۳

حجم ِ غم ِ به سینه‌ی ابری فشرده را

بار نبرده کوه سترگی به گرده را

 

درد پرنده‌های مهاجر که بی‌جهت

پرواز می‌کنند شبی سالخورده را

 

شرم عجیب بارش باران به روی خاک

تقویم آب برده که نه! خواب برده را!

 

دلخوش شدن به حادثه‌ی برگ‌های سبز

پاییز زرد ِ محتضر ِ چرک مرده را

 

در تک تک عناصر خود منفعل شدن

آتشفشان این همه در خود فسرده را

 

□

پایان یک پرنده شدن بین ابرها

یک کوه تکه تکه شدن خاک مرده را

  امید نقوی/شهریور 1390


ادامه مطلب ...
نظرات ()



« بگذار با او زیر چتر عشق تر باشم ...»
نویسنده: امید نقوی - ۱۳٩٠/۳/٢٠

 

حتّی اگر هر روز نه... هر هفته نه... گاهی...

حتّی برای مدّتِ بسیار کوتاهی...  –

 

بگذار با او زیر چتر عشق تر باشم

ای روزگار بی‌پدر! از ما چه می‌خواهی!؟

 

راهی برای طی شدن  در بی‌خیالی نیست

جایی برای گم شدن  در ناخودآگاهی  -

 

یک لحظه  بی‌ دل‌لرزه‌های بی‌سرانجامی

یک جاده با «او»، بی‌خیال هرچه گمراهی

□

 ای دشت‌های پاک و بکر و روشن قطبی –

پیش تن ِ برفِ تو مثل دفتر کاهی  -

 

با من بیا تا زیر چتر عاشقی...  بگذار –

وارون شود  هفت آسمان، از ماه تا ماهی

 

بگذار بر وفق مراد خود بچرخانیم –

گردونه را ؛ حتّی اگر همواره ‌نه ،  گاهی ...

                                                         امید نقوی /شهریار / خرداد 90

 

نظرات ()



حالا گمان کن...
نویسنده: امید نقوی - ۱۳٩٠/٢/۱۸

آتش زدی روزی مرا، امّا خودت را نیز...

رقصاندیـَم در شعله‌ها، امّا خودت را نیز...

 

ققنوس من در قاف عشق خود غزل می‌خواند

گم کردیـَش در ناکجا، امّا خودت را نیز...

 

آتش زدی آنگونه که حتی نخواهد ماند

خاکستری از من به‌جا، امّا خودت را نیز...

 

سنگی شدی بر تـُنگ شعر و شور و شادی‌هام

کردی مرا از من جدا، امّا خودت را نیز...

 

                      □

- نفرین نکردم، چونکه نفرت بار نفرین بود

می‌کرد اگر او را فنا امّا خودت را نیز...

                      □

حالا گمان کن گول خوردند اهل دنیا هم

با گفته‌هایت می‌شود آیا خودت را نیز...

                                                         امید نقوی/ اردیبهشت90

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »