جان غزل
اشعار ، ترانه ها و یادداشت های امید نقوی 

بیا دوباره به چشمان هم نگاه کنیم
 بیا دوباره در اینباره اشتباه کنیم


من و تو ایم  که تنها گناهمان عشق است
عجب گناه قشنگی، بیا گناه کنیم


تمام دفترمان را غزل غزل با عشق
کنار نامه ی اعمالمان سیاه کنیم


من و تویی که چنان مثل شیشه شفّافیم
که روشن است  اگر توی سینه آه کنیم


عزیز من! به زمین و زمانه مدیونیم
اگر که لحظه ای از عمر را تباه کنیم


عزیز من! غزل من! سپید من! گل من!
به هم  زمین و زمان را بیا که ماه کنیم


بیار سفره لبخند و بوسه ات را تا
بساط یک غزل تازه  روبه راه کنیم


برای رویش یک شعر عاشقانه ی محض
بیا دوباره به چشمان هم نگاه کنیم

امید نقوی/ شهریار/ آذر 86

 

 

 

صبــحـت بـــه خیــر، بـرفی ِ بـاغ ِ انـار من
تنـهــا درخــتِ نیــمـه ی دی، میوه دارِ من

پــاشـو بیــــا و پیـرهـنــت را تـکــــان بــده
قـلـب مـــرا بــلـــرز و بـلـرزان، دوتـــار مــن

بـگــذار ایــن پـرنـده بـیــفتــد بــه دام تــــو
بـگـذار تـــا غــزال تـــو هـم درحصـــار مـن...

دیـگـر چگونــه مـی شود از راه چـاره گفت
وقتـی کــه من دچـــار تــو ام تو دچــار من...

من می شوم ستاره ی بخت تو بعد از این
تـو مـی شـوی ستـــاره ی دنبـــاله دار من

اصلا تو بعد از این بشو خورشید و ماهِ من
مـن دور تـــــو بـگـردم و تــو در مــدار مــن

مـن دور تـو بـگـردم و... من بـــــاز دور تــو ...
دورت بــگــردم ای هـمــــه دار و نـــدار من...

امید نقوی/شهریار/دیماه 86

 

 

 

فدای جزر و مد نیش و نوشت ماه و ماهی‌ها
به قربـان نـگــاه تب فـروشت, رو به راهی‌ها


مـرا دریـا به خود می‌خواند از دوری مه آلوده
بیـا تـا محو اعمـاق تـو گردد این سیـاهی‌ها


تب ایــــن آبـی آرام رویـــایی جــدا کرده
مرا با آیه‌ی تطهـــیر نامـــش از تبـــاهی‌ها


تو اسم اعظـم آرامــــشی؛ در گوش دریـاها
نمی‌گویند چیزی غیر نامت گوشــــماهی‌ها


خودم را می‌سپارم بر کف امـــواج و می‌دانم
به پایان می‌رسد دلشوره‌ی خواهی نخواهی‌ها


کنار ساحلت پهلو گرفت این وال ســردرگم
به ساحل زد دلش را در گریز از بی پناهی‌ها

امید نقوی/ بهمن 1386

 

دست خدا - به خواندن دست تو- بسته است
ابلیـس از ملاحــت مـــکـر تـو خـستـه اسـت

تیـمـــور پیـــش لعــل لبــــت لنــــگ می زند
چنگیز پشت چشم سیـاهت نشستـه است

انسـان که هیـچ... در دو جهــان، آفـریـده ای
- از بـنــد بـــازوان نـگـــاهت نجـسته اســـت

انسـان‌-‌‌فرشتـه‌ای که بخـواهی خـدائی اش
آمــــاده ی خدائـی هر قــوم و دستـه اسـت

مــی خـواستـه که خلقـت مجنـون کنـد اگـر
مــاه تـو بنـد ایـن دل شیـدا گسـستـه است

دســت خـدا بــه خــوانـدن دست تو نــاخدا
در بنـدر تــو کشتــی مــا را شکسته است

                                                                امید نقوی/ اسفند 86

 

 

 

به سرداران و بیش از 1400 شهید شهرستان شهریار:

 

آسمان را سر به سر مدهوش و حیران کرده اند

عرصه عقل زمینی را پریشان کرده اند

 

درک انسان، در نمی یابد به صد ها سال نیز

آنچه را شیران ما با نام انسان کرده اند

 

گر خلیل آورده اسماعیل را قربان کند

این خلیلان خویش را آورده قربان کرده اند

 

رو به سوی قله ی قاف؛ آن ستیغ بی نشان

پشت بر انگشتر و تخت سلیمان کرده اند

 

تا صلای بی دلی در عالم امکان زنند

با وضوی خون طواف قبله ی جان کرده اند

 

معجزی روشن تر از خورشیدمان آورده اند

دست اگر مانند موسی در گریبان کرده اند

 

این ملائک سیرتان این خاکیان بی نشان

آنچه از ذهن بشر هم رد نشد؛ آن کرده اند

 

چون حیات خویش را در دیدار جانان دیده اند

سختی از جان بریدن بر خود آسان کرده اند.

 ***

با هزار و چارصد گلدسته که آورده اند

جای جای شهر را گویی گلستان کرده اند

 

شهریار از بوی این گلها چنین خوشبو شده

گرچه گل هرگز نمی کرد آنچه ایشان کرده اند

 

سربلند از نام سرداران نامی گشته است

در میان خاک پاکش گنج پنهان کرده اند

 

بیشه اش شیر دلیری همچو کلهر دیده است

ساحتش را پاک تر از حدّ امکان کرده اند

 

همچو اینانلو رشیدی را به خود پرورده است

مردمانش با شجاعت عهد و پیمان کرده اند

 

مردمانی که اگرچه دستشان پر پینه است

شیر مردانی چنین راهی ِ میدان کرده اند

 

شیعیان پاکبازی که به بانگ یا علی

امتثال امر در انجام فرمان کرده اند

 

شهریار؛ این خاک پاک بی مثال سبز را

از شکوه سرو های خویش بستان کرده اند

 

تربت این سرو های خفته اکثیری شده

کز شمیمش هرچه بوده درد، درمان کرده اند

 

گوئیا خاک از دل باغ بهشت آورده اند

قطعه هایی را که گلزار شهیدان کرده اند

                                                                امید نقوی/ شهریار

 

 

نذر پیامبر(ص)

 

به چهــــره مثـل بشـر، در درون فـرشـتـه صفات

فـرشـتـه هـــا همـگی مـانده در جمـــالش مات

 

بزرگ هر دو جهان، آن که جنّ و انس و ملک

گــرفتـه انـد، به ظـلّـش، پـنـــاه، آز، آفـــــات

 

قسـم بـه سوره ی «طـه» و صـاحـب «لـولاک»

اگـر نبـود وجـودش، جهـــان نـداشت ثبـات

 

بدون «رحمـت لِلعـــالمیـــن» که را می مـاند

در ایــن جهـــان پر از بیــکسی، امید نجــات

 

کسی که اسوه ی خلق است، تا جهان باقیست

کسـی مـگـر بــه بلنــداش می رسد؟ هیهــات

 

کجـــا تــوان کـسی تا به «قاب قوسین» است

نبــودحــدّ بـشـر، بــا «بضــاعت مــزجـــات»

 

چگــونه می رود آنجـــا که جبرئیـــل نرفت

در آن زمـــان که به او می دهنـد «تازه برات»

 

تو کیستــی کــه به عشق تو زندگــانی یافت

جهــان هرجه در او هست، از جمــاد و نبات

 

خدا ز خــــاک بهشتـــت ســرشــت روز ازل

هر آنچه حسی و نکویی که بود ریخت به پات

 

چنــانکه نور تنش ذره ذره خورشید است

شده تمـــام وجود رسول جلــــوه ی ذات

 

شمیــــم نام عزیزش جلای هر جـان است

بـــرای شــــادی روح پیــــامبر صلــوات...

 امید نقوی

 

  

در مــاجــرایِ زادنِ زیـبــایِ یـــلدا

خورشیـد  بـرمی آید  از دریـایِ یـلدا

 

شب هایِ یلدا گرم و پر نورند... امـّـا

آیــا تمـامِ شهر  در شب هـای یـلدا... ؟

q

گرچه برای ما زمستان  «برف بازی» است

امّـا بـرای عدّه ای... دنـیـای یــلدا

 

- سرد و سیاه و سخت و بی راهِ گریز است

سرشــارِ ترس از سـردیِ فـــردای یــلدا

 

: « بی چکمه، آدم برفیِ من، برفِ خالیست

این... پای من باشد... زغالش پای یلدا...»

 

یخ می زند لبهای بی شالی که مانده

در این هجوم سخت و برق آسای یلدا

 

از حرفهــاشــان دفتـرم آتش گرفته

مـی سـوزد از فریـاد آنهــا نــای یـلدا:

 

«چـون کـار دنیـا کـاملاً روی حساب است

سهمِ من و تو می شود سرمای یلدا»

q

ای کـاش در چشمـم نگـاهی تـازه بـاشد

این دفعه که آمد شب زیبـــای یلدا...

 

امید نقوی/ شهریار/ آذر 86

 

 

 

به سعید سعادت طلب که عاشق ترین عاشق بود:

پوشــــاند تــو را در مـن و پــاشــــاند منم را
از مــــن کـــه تهـــی کـــرد غزل پیرهــنم را

می خـواست که آتـش بزند عشق به جـانم
می خـواسـت بـگیــرد جـلــوی یـخ زدنــم را

می خـواست پـر از رود کنـد ســاحل ســردِ
دریـــاچـه ی مـــردابـی ِ لای و لـــجــنــم را

امـّــا تـو،  نـــه... تــو،  نـــه...  تــو نبـــودی
جـز پیــچک پــوشـــــانده تــن نــــارونــم را

حیف از من و حیف از تو که نشنیدی و دیدی
ایـن خرد شـدن در خـود و ویـران شدنـم را

افسوس...غلط بود غزل هرچه که می گفت
افسوس... نـبـود آنـچـه کـه نـامیـد زنـم را...


امید نقوی/ اردیبهشت 87/ شهریار

 

 

 

[ ۱۳۸٧/٤/٢٢ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ امید نقوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره من

لیسانس: مهندسی صنایـع. فوق لیسانس و دکتـری: زبــان و ادبیـات فـارسی. کجا هستم: 1- دانشگاه شهید بهشتی(شنبه و دوشنبه ها). 2-یکشنبه ها و سه شنبه ها 17.30تا 19 با خوانش و شرح اشعار مولانا و حافظ در فرهنگسرای اندیشه در خدمت مشتاقان ادبیات هستم. کانال من در تلگرام: telegram.me/omid_naghavi اینستاگرام من: omid_naghavi
امکانات وب

English


آثار و کتاب ها


ء«جان غزل»: گزيده اشعار 1376 تا 1389

ء«سخن آشنا»: گذاری بر ادبيات فارسی از آغاز تا امروز

ء«انديشه»: بررسی شعر دهه هشتاد


مصاحبه ها


مصاحبه رادیويی درباره شعر و ادبيات، خواندن 3 شعر و... 90/08/28

مصاحبه رادیويی درباره شعر تهران و شهرستان، موج فراغزل، خواندن 3شعر و... 90/09/19

مصاحبه رادیويی درباره ادبیّات دانشگاهی، اشکالات خط فارسی، لزوم بازنگری منابع آموزشی، شعرخوانی و... 90/09/26

مصاحبه با «کتاب هفته»ء90/10/03

روزنامه «اطلاعات»ء13 دی 1390

مصاحبه با خبر گزاری کتاب ايران (ايبنا) درباره «جان غزل»ء11 آذر 1390

مصاحبه با خبر گزاری کتاب ايران (ايبنا) درباره «سخن آشنا»ء27 دی 1390

مصاحبه با خبر گزاری کتاب ايران (ايبنا) درباره «انديشه»ء21 اسفند 1390

گزارش جلسه نقد کتاب سخن آشنا سرای اهل قلم

گزارش ایبنا از نقد کتاب سخن آشنا در سرای اهل قلم

مصاحبه با «کتاب هفته» ص15ء91/06/18


دوستان همشهری


باشگاه مشتریان نمایندگی 2146 بیمه ملت

سايت اطلاع رسانی انجمن ادبی فرهنگ-انديشه

گردشگري شهريار

رها-پروانه عزیزی

پای تخت غزل-احسان قدیمی

حرفهای من-استاد احمد فرجی

دنی بی- زنده یاد استاد اسحاقی

رازدانه خرد-دکتر مرتضی گودرزی

جوگيريات-بابک اسحاقی

پازل بی پاسخ-کيامهر

همسر آقای جيم- نرگس اسحاقی

علیرضاابوالحسنی

گلشن راز-فرشته مهدوی

ایکسهای بدون چتر-اشرف السادات حسینی

سكوت شنيدني-داوود مرادي

بی نشان - استاد صراف غفاری

پرده آخر-احسان فرجی

فصل ترانه های بد !- سيد مصطفي ميري

ميخوش ولي زاده

شعله آواز-استاد عباس خوش عمل

زير زمين-نيره سليمي

تلخک -استاد عباس خوش عمل

صابر ساده

عنکبوت-نعمت مرادی

امید منوچهریان

هاویشتان-فرامرز زعفرانيه

اینجا بهشت نیست-طاهره کارخانه

عباس عابد


پيوندها


سالهاي تاکنون-عبدالجبار کاکائي

محمد رضا سهرابی نژاد

عبدالصابر کاکایی

سنگچين- سعيد بيابانكي

پرويز بيگی حبيب آبادی

ترنم- اسماعیل امینی

غزل پست مدرن-دکتر سيد مهدي موسوي

فصل فاصله-دکتر محمد رضا ترکي

انتشارات فصل پنجم

دکتر اسفنديار دشمن‌زياري

رد پا- غزال محدث

امید صباغ نو

واران-جليل صفربيگي

بوالفضول الشعرا

دایره المعارف ایرانیکا

دایره المعارف بریتانیکا

دایره المعارف جامع

دایره المعارف انکارتا

دایره المعارف اطلاعات

كتابخانه بين المللي كانادا

کتاب های الکترونیکی برتر و رایگان

موتور جستجوي كتاب

كتابهاي تخصصي

بزرگترين كتابخانه الكترونيكي جهان

كتابخانه مطالعات اسلامي دانشگاه مک گیل

کتابخانه ملي جمهوری اسلامی ایران

كتابخانه الكترونيكي كتب شيعه

پايگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهیSID

پايگاه مجلات تخصصی Noormags

بانک مقالات فارسی نمایه

شاعرانه2-عبدالرحيم سعيدي راد

فرهاد صفريان

شاعرانه ها-سيامک بهرام پرور

حوض ماهی- دکتر رضا سيرجاني

داريوش احمدي

عشق عليه السلام- علی رضا قزوه

علی حبيب نژاد

دانشگاه شهيد بهشتی

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

دانشگاه آزاد واحد کرج

تازه هاي ادبي

آسمون ريسمون

انجمن شاعران پارسی زبان

محمد کاظم کاظمي

مژگان بانو

غزلسرا-صالح دروند

جامعه مجازی ادبی ایرانیان-ادبسرا جامعه مجازی فرهنگی و ادبی ایرانیان

کرگدن-محسن باقرلو

بهار اندام-عليرضا بديع

مهدي فرجي

پنجره های نیمه باز - دکتر حسینعلی رحیمی

بی اسم-مهدی زارعی

اتاق نارنجي- الهام و سمانه خير انديش

رها - دکتر سیده فاطمه موسوی

با گريه خنديدن- دکتر سميه رشيدی

ری را جویباری

رنگ های رفته دنیا-گروس عبدالملکیان

آقا طيب-مسعود کرمی

مریم جعفری آذرمانی

ازبيكرانه ها- انسيه موسويان

الهام حيدري

...باران اگر باشد-جمیله سادات کراماتی

بوتيمار-محمد اسماعیل زاده

فاطمه انتظار

فاطمه جهانبازنژاد

ديوار- مهدي ابراهيمي

احسان برات پور

قلعه سيب- سودابه مهيجي

خونابه-سيد هاني رضوي

صدای پای کبوترها

نيزه هاي نفرين شده-مينا معيني

صفحات گرامافون- حبيب محمد زاده

ايمان کرخي

حس اول- صالح سجادي

چشمان تو شناسنامه ي من است-سید جعفر عزیزی

سيب تجلي-وحید حیاتلو

سكسكه هاي يك مست - شهرام میرزایی

آدمک- مرتضی قاسمی

در حوالي اين كوچه ها- الهام كريمي

سایه های شرجی-امیر نعمتی

سنگواره ها - عبدالحسین انصاری

چراغ - حسین خادم

سفره ی متروک پاییز - زیوری ویژه

آواز بالهای غزل

اصغر معصومی-روز موقت

سلام ماهی ها-فهیمه حسینی علی آباد

سردار شمس آوری

امیر آزاده دل

شب بو-ايلشن جلاسی

سپیده الوندی

ذوالفقار شریعت

محمد حسین صفاریان-سی پل

محسن عاصي

حسن اسحاقی

براده هاي روح- زنده ياد سيد حسن حسيني

محمدقائدی-شعر و ادب

لی لی-حسام بهرامی

به من نامه بنويس-غلامرضاسليماني

سعيد حيدری

پویا آریانا

شعر فردا-طيبه نيکو

سیما احمدی

صهبا رحیمی

خلوت گزیده- علی عباس نژاد

مریم افضلی

غزل امروز افغانستان

قصه هاي عزيز آقا-جلال عطارزاده

چهار فصل ناتمام-محسن اشتياقي

يک جرعه غزل-نغمه مستشار نظامي

پريا کشفي

آرش شفاعي

گربه اي در خانه ي خالی- الهام میزبان

امير نام آور

غزل پيشرو-علیرضا عاشوری رودپشتی

محمد مبلغ الاسلام

پلاک 7-امير اکبرزاده

ترنم احساس-حسین پروند

پروانه عزیزی فرد

نابود شدن بلاگ رولینگ باعث ازدست رفتن لینک دوستان شد.با عرض پوزش، لطفا دوستانی که لینک داده اند بفرمایند تا لینکشان دوباره درج شود.