جان غزل
اشعار ، ترانه ها و یادداشت های امید نقوی 

«هله، این صفت پاک ذوالجلال است و کلام مبارک اوست. تو کیستی؟ از آنِ تو چیست؟ این احادیث حقّ است و پر حکمت و این دگر اشارات بزرگان است. آری هست! بیار از آنِ تو کدام است؟! من سخنی می‌گویم از حالِ خود. هیچ تعلّق نمی‌کنم به این‌ها. تو نیز مرا بگو اگر سخنی داری و بحث کن» ( مقالات‌ شمس‌ تبریزی)

 

سپاسگزارم از دوستانی که نقد مجموعه‌ی «با خودم بودم» را خواندند و نظراتشان را بیان کردند. به خصوص دوست عزیز شاعر و ادیبم استاد اسماعیل امینی که اشاره‌های به‌جایی داشتند.

همچنین از «سعید حیدری» نازنین که با سعه‌ی‌صدر نقد کتابش را خواند و نظرش را گفت و با رفتار خوبش مرا به ادامه این کار امیدوار کرد ممنونم. امیدوارم همچنان این روند ادامه داشته باشد. می‌دانم هیچ کس از این‌که نقاط ضعف کارش گفته شود خوشحال نمی‌شود، ما به تعریف و تمجیدِ صرف شنیدن و گفتن عادت کرده‌ایم و این یکی از بزرگترین معضلات فرهنگی ماست که ضربه سنگینی به ادبیّات زده. من به سهم خودم تلاش میکنم در راه نهادینه شدن نقد منصفانه و بیان نقاط ضعف و قوّت آثار ادبی تلاش کنم. فکر می‌کنم هر کس اگر سهم خودش را در کارها انجام بدهد دیگر مشکلی باقی نمی‌ماند.

برای شهریور هم انشاا... با نقد مجموعه‌ی شعر «لِی لِی» اثر دوست عزیزم حسام بهرامی به روز خواهم بود.

 نقد مجموعه شعر «تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض» علی صباغ نو، توسط امید نقوی 

نقدکتاب مرداد ماه را می‌توانید در ادامه مطلب بخوانید و نظرات خود را در باره‌ی آن بیان کنید.


مجموعه شعر «تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض» توسط انتشارات فصل پنجم منتشر شده است. این کتاب دومین مجموعه‌ی شعر امید صباغ نو است که در سال 1389 به بازار کتاب عرضه شد و در سال 1390 به چاپ دوّم رسید.  مجموعه دارای 38 غزل بدون تاریخ است که گویا در سالهای 1387 تا 1389 سروده شده‌اند. این شاعر جوان تبریزی در دو مجموعه‌ی خودش شعرهایی دارد که از شاعری توانمند خبر می دهند. به عنوان نمونه شعر سوّم  مجموعه را با هم می‌خوانیم:

 

«بخت هرزه!»

 ابر همدرد غصّه‌هایم شد، خواب دیدم، کبوترم ترسید!

 نفسِ آفتاب بند آمد، خــــون تمامِ ملافه را رقصید

 

پای شیطان کشیده شد به وسط، هیبتم روی جانماز افتاد

مُهره‌ی مار مُهر او را خورد، قطره اشکی به دامنم بارید

 

طرحِ شرقی‌ترین غزل‌بانو، روی دستان مردِ نامحرم

"عاشقانه" به من خیانت شد، در سکوتی پر از تب تردید!

 

دسته‌اش را برید این چاقو، بغلش کرد و بوسه باران شد...

بعد با لهجه‌ای غریبانه، به من و بخت هرزه‌ام خندید

 

با صدای نفس نفس زدنش، نفسم پشت لحظه‌ها یخ زد

زنم از بس شنید و گریه نکرد، گاو تنهای قصّه‌اش زایید!

 

ترسِ شومِ کبوترم تا ریخت، هیبتم پای مرگ حاضر شد

پشت تکرارِ "دوستت دارم"، عرقِ شرم بر تنش خشکید

 

سقفی از یک طناب آویزان، گردنم بین حلقه ظاهر شد

امشب از او خبر نبود انگار، پایم از روی صندلی لغزید

 

 شعر زیبایی است. شعری که حرف نمی‌زند، شعار نمی‌دهد بلکه به تصویر می‌کشد، نشان می‌دهد. یک شعر رمزآلود و چند لایه که با یک بار خواندن تمام نمی‌شود.

شعر خوب شروع شده است، مصراع نخست با نشان دادن تصویر "ابر" و استفاده از سمبل "کبوتر" خواننده را به ادامه‌ی شعر جلب می‌کند. تصویرهایی مانند تصویر بیت 5 و هنجارگریزی «سقفی از یک طناب آویزان» در بیت 7، ارسال مثل بیت 4 و توجّه فلسفی و عرفانی به مسأله‌ی عشق و خیانت از نکات مثبت شعر است.

 غزل از انسجام و پیوستگی خوبی برخوردار است. دُورِمنطقیِ شاعرانه‌ای دارد. هر بیت ساز خودش را نمی‌زند. زبان از ابتدا تا انتها یک‌دست و روان است. فراز و فرود در آن کمتر دیده می‌شود. حشو نابجا ندارد. و این‌ها همه یعنی ما با شاعری روبرو هستیم که می‌تواند شعر قدرتمند بسراید. امّا بسیاری از شعرهای این مجموعه منتقد را برای ادامه دادن این تمجیدها یاری نمی‌کنند.

 

با نگاهی به تک تک اشعار کتاب نکاتی به نظر می‌رسد که لازم است به آن‌ها اشاره شود.

1- بسیاری از اشعار مجموعه، به ویژه آن‌ها که دارای ردیف هستند، به شدت گرفتار ردیف و قافیه شده‌اند. در این اشعار قافیه شعر را به دنبال خود کشانده و باعث پراکنده‌گویی و از بین رفتن انسجام ساختاری شعر هم در سطح عمودی و هم در سطح افقی شده. بدین معنا که بعضاً نه تنها ابیات مستقل از هم‌اند و هر کدام ساز خودشان را می‌زنند، بلکه حتّی مصراع اول و دوم بعضی از ابیات ربطی به هم ندارند.

به عنوان مثال در غزل صفحه‌ی 38 با مطلع: «درون شعر فراز و نشیب ممنوع است/ و حرف‌های عجیب و غریب ممنوع است» هیچ‌کدام از بیت‌ها ربطی به بیت دیگر ندارد.

همینطور تا حدود زیادی در غزل صفحه‌ی 43 با مطلع:

«گاه آدم وسط شک و یقین می‌افتد / روی پیشانی‌اش از دلهره چین می‌افتد»

کلّ ابیات غزل صفحه‌ی 51 با مطلع:

حاضرم ابر پُرم گریه ببارد به خدا/ هر بلایی که سرم خواست بیارد به خدا»

یا غزل صفحه‌ی 54 با نام «تاریخ بی حضور تو» شعری با وزن دوری است که در آن نه تنها بعضاً دو مصراع به هم ربط ندارد بلکه حتّی گاهی دوپاره‌ی یک مصراع هیچ ارتباطی با هم ندارند:

«1- بی‌اختیار دست به حسّ تو می برم، با یاد حرف‌های تو آهنگ می‌زنم

اینجا کسی به عشق توجّه نمی‌کند، با اینکه ضجّه‌های هماهنگ می‌زنم

2- من دوره‌گرد بی‌رمق شهر سنگی‌ام، دیوانه‌ام درست، ولی سهم من چه شد

بر صورتم که وعده‌ی صد بوسه داده‌ای، بی هیچ ترس و واهمه‌ای چنگ می‌زنم»

 

در پایان بحث انسجام و پیوستگی، 4 بیت نخست غزل صفحه‌ی 56 را هم باهم بخوانیم:

«1- خانه در حسرتت ای ماه همیشه ابریست/ دوری از تو به خدا تجربه‌ی خوبی نیست

2- "عشق" پیچیده‌ترین کشف بشر در "هیچ" است/ راستی، فلسفه‌ی عشق نمی‌دانی چیست؟

3- هر کسی عشق تو را در غزلم حس کرده / آفرین گفته و داده‌است به چشمانت بیست

4- چارراه دل من از سه طرف مسدود است / رد شو، مانند همه پشت ترافیک نایست…»

در بیت اوّل صحبت از ابری بودن خانه است و تجربه‌ی بدِ دوری. (گرچه ربط ماه با ابری بودن خانه خودش هم به اندازه‌ی کافی ضعیف هست.) در بیت دوّم بحث از فلسفه‌ی عشق است. ناگهان در بیت سوّم بحث آفرین گفتن و بیست دادن می‌شود. در بیت چهارم بحث مسدودی و ترافیک است. (گرچه مفهوم و ربط مصراع اول و دوم بیت 4 خود جای تأمّل دارد.) و این «فراز و نشیب‌ها» که در شعر ممنوع است، پیوستگی مضمون را از میان برده...

 

2- شعاری بودن بسیاری از شعرها از اشکالات عمده‌ی دیگر کتاب است. در بسیاری از شعرها شاعر به جای تصویرسازی، خیال‌پردازی، آشنایی‌زدایی و استفاده از سمبل و استعاره از صریح‌ترین شکلِ بیان استفاده کرده و به این صورت از حرکت بر محور جانشینی که مهمترین عامل شعرآفرین به شمار می‌آید بازمانده است.

به عنوان مثال شعر صفحه‌ی 22 که پر از شعار است:

1- تیتر درشت روزنامه خشک و خالی:

«دنیا شده درگیر در بحران مالی» …

5- بحران / مدرنیته/ خطر / آژیر قرمز!

سرگیجه از چیزی به نام ابتذالی …

7- بازار رپ داغ است و حرّاج تن و دل

شهوت، بوتیک‌های جهان را در خیالی - …

یا در غزل صفحه‌ی 30 بیت 5:

 «شبی که افتخار عشق ناب تو نصیبم شد / به بازار تمام شاعران گویا رکود آمد»

در غزل شعاری صفحه‌ی 31 با مطلع:

 «در ذهن مردم خشکسالی شد غزل خشکید / روی لب زنبورها طعم عسل خشکید!»

در غزل صفحه‌ی 35:

« 1- سرم را می‌نهم بر بالش و کابوس می‌بینم / خودم را آدمی در عهد دقیانوس می‌بینم

 2- تمام شهر می‌سوزد درون آتش عصیان / و من این ماجرا را واضح و ملموس می‌بینم» …

و این شعارزدگی در تمام ابیات ادامه دارد. تا آنجا که در بیت 6 به اوج می‌رسد:

« 6- همین که می‌رسد یخ می‌زند شبنامه‌ی آتش / وَ مردم را خوش و طاغوت را مأیوس می‌بینم» الخ

غزل صفحه‌ی 40 با مطلع: «چه زیبا می‌شود شب‌های من وقتی که می‌خندی…»

غزل صفحه‌ی 43 با مطلع: «گاه آدم وسط شک و یقین می‌افتد»

یا غزل صفحه‌ی 49 به مطلع: این روزها مطابق عادت گرفته‌ام/ مانند یک مجسّمه حالت گرفته‌ام!»

 

3- در بعضی ابیات تسلّط شاعر به زبان کافی نیست. به همین جهت مجبور به استفاده از کلمات نابه‌هنجار، ناسازگار، اضافی یا نامتناسب با کل شعر می‌شود.

 مثلاً گفتنِ "عکس داشت به شاعر دروغ می‌خندید" به جای "به دروغ" یا دروغی" ص 27.

یا در مطلع غزل صفحه‌ی 32: «آفتاب از کجا در آمده است، این که حوّا هوای آدم کرد» "این" در «این که» اضافی است.

در ص36 «نیایی تا همیشه تا ابد کابوس می‌بینم» تا همیشه همان تا ابد است.

یا در بیت آخر غزل صفحه‌ی 40:

«من و تو در خیال ما شدن خوشبخت خوشبختیم / چه می‌شد تا همیشه، تا ابد بر من بپیوندی» همانطور که در مثال قبل گفته شد اولاً "تا همیشه" همان "تا ابد" است. دوماً «تا ابد بر من بپیوندی» تناسبی با زبان شعر در ابیات دیگر ندارد.

یا در مصراع آخر غزل صفحه‌ی 42 "تو را ببینمت" حشو است.

"وحشت گرفتن" در ص 49 مخالف قیاس است:

 «در قلب تو همیشه حکومت نظامی است / از این نگاه یخ زده وحشت گرفته‌ام»

"عینهو" در ص 68: «از اعتیاد تو شده‌ام عینهو جسد» نامتناسب است.

یا مثلاً در غزل صفحه‌ی 56 با مطلع:

«خانه در حسرتت ای ماه، همیشه ابریست / دوری از تو به خدا تجربه‌ی خوبی نیست»

«بیش نزیست» در مصراع آخر با باقی شعر ناسازگاری زبانی دارد:

«بعد فهمید که ماه، عاشق خورشید شده / خشک شد اشکش امّا دو سه شب بیش نزیست!

 

4- همانطور که در مثال بالا مشخّص است در ص56 مصراع: «بعد فهمید که ماه عاشق خورشید شده» عینِ واژه‌ی «عاشق» از تقطیع خارج شده و اشکال وزنی به وجود آورده است.

 

5- در صفحه‌ی 53، شاعر مصراع «پدر عشق بسوزد… که در آمد پدرم» را در خلال شعر خود آورده و در پانویس اشاره کرده است که: «استاد شهریار هم مصراعی با این مضمون دارد.» در حالی که تشابه این دو مصراع مضمونی نیست، بلکه مصراع استاد شهریار عیناً تکرار شده و شاعر باید بیت استاد شهریار را در پانویس می‌آورد.

6- در شعر فارسی اصل بر این است که حرف واو بصورت صدای کوتاه اُ خوانده می‌شود، لذا قراردادن فتحه بر بالای آن، هنگامی که می‌خواهیم « وَ » خوانده شود می‌تواند به درست خوانی شعر کمک کند و اشکالی ندارد. (همانطور که در ص 38 انجام شده.) امّا گذاشتن ضمّه بر روی واو در هنگامی که مطابق معمول اُ خوانده می‌شود نه تنها مفهوم صدای کوتاه را افاده نمی‌کند بلکه کاملاً اشتباه است و خوانش را دچار اشکال می‌کند. مثلاً در ص 40 «من وُ تو» و در ص 41 «خسته باش وُ من» باید بدون ضمّه نوشته می‌شدند.

7- هر جا که شاعر از قطب استعاری زبان استفاده کرده و دست به قاعده‌کاهی زده زیبایی آفرینی کرده است.

"راه افتادن ریل‌ها در زیر قطار" در ص11.

 یا در صفحه‌ی 16 طنز زیبایِ بیتِ:

 «باید دچار یک تحوّل می‌شدم، ناچار / با دکمه‌ی پیراهن تاریخ ور رفتم.»

یا در شعر صفحه‌17: «در خیابان روزمرّگی‌ام دوره گردم، شبیه فرفره‌ها»

 در ص 28: «هرگز به گوش هیچ قطاری نمی‌رسد / بغض غزل شکسته‌ی من روی ریل داغ...»

 در شعر صفحه‌ی 37: «گرفته جنگل تنهایی‌ام را درد در آغوش» یا عبارت «اسکیموی شرقی» در ادامه‌ی همین شعر.

یا بیت زیبای پایانی صفحه‌ی 55 که نام مجموعه نیز از آن گرفته شده است:

«تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض، سال هزار و چند که فرقی نمی‌کند

اینجا اتاق آبی و ساعت تهِ غروب، دارم به چشم‌های تو تک زنگ می‌زنم.»

 

8- در پایان، برای حسن ختام، شعر زیبای دیگری از این مجموعه را با هم می‌خوانیم. شعری چندمعنایی، با ابهامی دلنشین، دارای خیال‌پردازی و هنجارگریزیِ زیبا در بیت‌های 4 و 8 و استفاده‌ی خوب از زبان در بیت ماقبل آخر، که در مجموع لذّت خواندن یک شعر خوب را به خواننده می‌‌دهد:

 

«سادیسم!»

بلوغ شرقیِ مردی شکسته در تبعید

صدای فندک و بعدش شروع فکر پلید

 

تمام باورش انگار پشت هم می‌سوخت

میان پُک زدن لحظه‌های پُر تردید!

 

چراغ چندُمِ شهری که مُرده مال من است؟

-سوال کرد و جوابی که تا ابد نشنید –

 *

 تماس با یکی از مُردگان آن ورِ خط

زنی که خودکشی‌اش کرده اند /فعل بعید!

 

"سادیسم" چیز عجیبیست، آرزو می کرد :

کسی به صورت دنیا اسید می پاشید!

 

و تیغ خط خطی اش کرد/شب، رگش را زد!

دوید پشت سرِ سایه اش، به او نرسید

 

نوشت مُهره‌ی خوبی نبوده‌ام هرگز

فرار می‌کنم از صفحه‌ی سیاه و سفید!

 *

 هنوز‌، آتش سیگارِ خسته روی لبش

زنی که آن ورِ خط مُرده بود...جیغ کشید!

 

وَ باز اَشهَدُ اَن لا/به لای شعرِسکوت

به یادِ خاطره هایی که .../ داشت می لرزید

 

به قاب عکس خودش خیره شد کسی که نبود

وَ عکس داشت به شاعردروغ می‌خندید!

 

نقد مجموعه: امید نقوی/ مرداد ماه 1391

[ ۱۳٩۱/٥/۱٦ ] [ ۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ امید نقوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره من

لیسانس: مهندسی صنایـع. فوق لیسانس و دکتـری: زبــان و ادبیـات فـارسی. کجا هستم: 1- دانشگاه شهید بهشتی(شنبه و دوشنبه ها). 2-یکشنبه ها و سه شنبه ها 17.30تا 19 با خوانش و شرح اشعار مولانا و حافظ در فرهنگسرای اندیشه در خدمت مشتاقان ادبیات هستم. کانال من در تلگرام: telegram.me/omid_naghavi اینستاگرام من: omid_naghavi
امکانات وب

English


آثار و کتاب ها


ء«جان غزل»: گزيده اشعار 1376 تا 1389

ء«سخن آشنا»: گذاری بر ادبيات فارسی از آغاز تا امروز

ء«انديشه»: بررسی شعر دهه هشتاد


مصاحبه ها


مصاحبه رادیويی درباره شعر و ادبيات، خواندن 3 شعر و... 90/08/28

مصاحبه رادیويی درباره شعر تهران و شهرستان، موج فراغزل، خواندن 3شعر و... 90/09/19

مصاحبه رادیويی درباره ادبیّات دانشگاهی، اشکالات خط فارسی، لزوم بازنگری منابع آموزشی، شعرخوانی و... 90/09/26

مصاحبه با «کتاب هفته»ء90/10/03

روزنامه «اطلاعات»ء13 دی 1390

مصاحبه با خبر گزاری کتاب ايران (ايبنا) درباره «جان غزل»ء11 آذر 1390

مصاحبه با خبر گزاری کتاب ايران (ايبنا) درباره «سخن آشنا»ء27 دی 1390

مصاحبه با خبر گزاری کتاب ايران (ايبنا) درباره «انديشه»ء21 اسفند 1390

گزارش جلسه نقد کتاب سخن آشنا سرای اهل قلم

گزارش ایبنا از نقد کتاب سخن آشنا در سرای اهل قلم

مصاحبه با «کتاب هفته» ص15ء91/06/18


دوستان همشهری


باشگاه مشتریان نمایندگی 2146 بیمه ملت

سايت اطلاع رسانی انجمن ادبی فرهنگ-انديشه

گردشگري شهريار

رها-پروانه عزیزی

پای تخت غزل-احسان قدیمی

حرفهای من-استاد احمد فرجی

دنی بی- زنده یاد استاد اسحاقی

رازدانه خرد-دکتر مرتضی گودرزی

جوگيريات-بابک اسحاقی

پازل بی پاسخ-کيامهر

همسر آقای جيم- نرگس اسحاقی

علیرضاابوالحسنی

گلشن راز-فرشته مهدوی

ایکسهای بدون چتر-اشرف السادات حسینی

سكوت شنيدني-داوود مرادي

بی نشان - استاد صراف غفاری

پرده آخر-احسان فرجی

فصل ترانه های بد !- سيد مصطفي ميري

ميخوش ولي زاده

شعله آواز-استاد عباس خوش عمل

زير زمين-نيره سليمي

تلخک -استاد عباس خوش عمل

صابر ساده

عنکبوت-نعمت مرادی

امید منوچهریان

هاویشتان-فرامرز زعفرانيه

اینجا بهشت نیست-طاهره کارخانه

عباس عابد


پيوندها


سالهاي تاکنون-عبدالجبار کاکائي

محمد رضا سهرابی نژاد

عبدالصابر کاکایی

سنگچين- سعيد بيابانكي

پرويز بيگی حبيب آبادی

ترنم- اسماعیل امینی

غزل پست مدرن-دکتر سيد مهدي موسوي

فصل فاصله-دکتر محمد رضا ترکي

انتشارات فصل پنجم

دکتر اسفنديار دشمن‌زياري

رد پا- غزال محدث

امید صباغ نو

واران-جليل صفربيگي

بوالفضول الشعرا

دایره المعارف ایرانیکا

دایره المعارف بریتانیکا

دایره المعارف جامع

دایره المعارف انکارتا

دایره المعارف اطلاعات

كتابخانه بين المللي كانادا

کتاب های الکترونیکی برتر و رایگان

موتور جستجوي كتاب

كتابهاي تخصصي

بزرگترين كتابخانه الكترونيكي جهان

كتابخانه مطالعات اسلامي دانشگاه مک گیل

کتابخانه ملي جمهوری اسلامی ایران

كتابخانه الكترونيكي كتب شيعه

پايگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهیSID

پايگاه مجلات تخصصی Noormags

بانک مقالات فارسی نمایه

شاعرانه2-عبدالرحيم سعيدي راد

فرهاد صفريان

شاعرانه ها-سيامک بهرام پرور

حوض ماهی- دکتر رضا سيرجاني

داريوش احمدي

عشق عليه السلام- علی رضا قزوه

علی حبيب نژاد

دانشگاه شهيد بهشتی

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

دانشگاه آزاد واحد کرج

تازه هاي ادبي

آسمون ريسمون

انجمن شاعران پارسی زبان

محمد کاظم کاظمي

مژگان بانو

غزلسرا-صالح دروند

جامعه مجازی ادبی ایرانیان-ادبسرا جامعه مجازی فرهنگی و ادبی ایرانیان

کرگدن-محسن باقرلو

بهار اندام-عليرضا بديع

مهدي فرجي

پنجره های نیمه باز - دکتر حسینعلی رحیمی

بی اسم-مهدی زارعی

اتاق نارنجي- الهام و سمانه خير انديش

رها - دکتر سیده فاطمه موسوی

با گريه خنديدن- دکتر سميه رشيدی

ری را جویباری

رنگ های رفته دنیا-گروس عبدالملکیان

آقا طيب-مسعود کرمی

مریم جعفری آذرمانی

ازبيكرانه ها- انسيه موسويان

الهام حيدري

...باران اگر باشد-جمیله سادات کراماتی

بوتيمار-محمد اسماعیل زاده

فاطمه انتظار

فاطمه جهانبازنژاد

ديوار- مهدي ابراهيمي

احسان برات پور

قلعه سيب- سودابه مهيجي

خونابه-سيد هاني رضوي

صدای پای کبوترها

نيزه هاي نفرين شده-مينا معيني

صفحات گرامافون- حبيب محمد زاده

ايمان کرخي

حس اول- صالح سجادي

چشمان تو شناسنامه ي من است-سید جعفر عزیزی

سيب تجلي-وحید حیاتلو

سكسكه هاي يك مست - شهرام میرزایی

آدمک- مرتضی قاسمی

در حوالي اين كوچه ها- الهام كريمي

سایه های شرجی-امیر نعمتی

سنگواره ها - عبدالحسین انصاری

چراغ - حسین خادم

سفره ی متروک پاییز - زیوری ویژه

آواز بالهای غزل

اصغر معصومی-روز موقت

سلام ماهی ها-فهیمه حسینی علی آباد

سردار شمس آوری

امیر آزاده دل

شب بو-ايلشن جلاسی

سپیده الوندی

ذوالفقار شریعت

محمد حسین صفاریان-سی پل

محسن عاصي

حسن اسحاقی

براده هاي روح- زنده ياد سيد حسن حسيني

محمدقائدی-شعر و ادب

لی لی-حسام بهرامی

به من نامه بنويس-غلامرضاسليماني

سعيد حيدری

پویا آریانا

شعر فردا-طيبه نيکو

سیما احمدی

صهبا رحیمی

خلوت گزیده- علی عباس نژاد

مریم افضلی

غزل امروز افغانستان

قصه هاي عزيز آقا-جلال عطارزاده

چهار فصل ناتمام-محسن اشتياقي

يک جرعه غزل-نغمه مستشار نظامي

پريا کشفي

آرش شفاعي

گربه اي در خانه ي خالی- الهام میزبان

امير نام آور

غزل پيشرو-علیرضا عاشوری رودپشتی

محمد مبلغ الاسلام

پلاک 7-امير اکبرزاده

ترنم احساس-حسین پروند

پروانه عزیزی فرد

نابود شدن بلاگ رولینگ باعث ازدست رفتن لینک دوستان شد.با عرض پوزش، لطفا دوستانی که لینک داده اند بفرمایند تا لینکشان دوباره درج شود.