صدای خاتمه‌ی سوت ممتد ماتم

ابتدا اینکه: شعر طنز اندر خوشه بندی خلق الله را از سوزن الشعرا در اینجا بخوانید.

و:

 

صدای خاتمه‌ی سوت ممتد ماتم

سلام خاطره و آرزوی من باهم

کجای این شب تیره، کجای این شب شوم

کجای این شب درهم، کجای این شب غم

برای من که خرابم بگو ستاره‌ی من

«قبای ژنده‌ی خود را کجا بیاویزم؟»1

کدام ریل مرا می‌برد از این اندوه

کدام کوپه‌ی آرامِ واگنِ عالم

چگونه میگذرانی مرا از این مرداب

به گِل نشسته دلِ خونِ این شکسته بَلَم

 

- «هنوز اول عشق است اضطراب نکن

تو هم به مطلب خود می‌رسی شتاب نکن»2

 

منم که پنجره‌ای رو به چارراه زمان

منم که عابر شهر ستارگان هستم

جهانِ بی‌جهت از جان من چه می‌خواهد

منی که سخت‌ترین واژه‌ی جهان هستم

منی که رازِ ورق‌هایِ رنگ و رو رفته

میان نسخه‌ای از عهد باستان هستم

منی که قافیه‌ام از ازل غلط بوده

قصیده یا غزلی غرق شایگان هستم

درختِ سوخته‌ای زیرِ تازیانه‌ی باد

پلنگ زخمیِ این دشتِ نیمه جان هستم

جهان بی‌جهت از جان من چه می‌خواهد

که آخرین نفر از نسل آسمان هستم

من اشتباه زمینم اگر که سلطانم

من اشتباه زمانم اگر شبان هستم

 

- «هنوز اول عشق است اضطراب نکن»

 

به گوش می‌رسد آواز گنگ کشتی‌ها

که می‌روند از این ساحل جنون کم کم

طناب لنگر خود را از این جزیره بکش

بکش به صفحه‌ی پایان ذهن خویش قلم

به روی صندلی یک اتاق دربسته

که در نگاهت دیگر گرفته رنگ عدم

تو ایستاده‌ای و یک دریچه باز شده

به سوی آخر شعری شکسته و درهم

 

صدای خِرخِر آرام مرد آویزان…

صدای خاتمه‌ی سوت ممتد ماتم…

   امید نقوی/ دیماه 88

پی نوشت‌ها:

1-«به کجای این شب تیره بیاویزم/ قبای ژنده‌ی خود را» نیما

2- به گمانم از عشقی است

/ 48 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

سلام وبلاگ ونوشته های زیبایی دارید.نوشته های وشعرهای من وبا قلم زیبا تون نقد کنید. سعید.سپاسگذارشما

وحید حیاتلو

سلام من واقعا شرمندم جناب نقوی آخه من اکثرا کوتاهی میکنم و عینک مطالعه ام رو استفاده نمیکنم یا حق

علی احمدی

سلام بر شما و دروود بر نوشته هاتان مطالبتان جالب و زیبنده هر ایرانی هست. امیدوارم به وبلاگ ناچیز ما هم سری بزنید و بنده را از نظرات نافذ خود ارشاد نمایید. تا دروودی دیگر بدروود.

بوتیمار

سلام هنوز همون مطلب قبلی صلاح خویش خودتون میدونید ما به امید خوندن شعر میایم اینجا و زیارت دوستان پایدار باشید

نیره

مممنون بخاطر تبریک.ان شاالله شما هم دفاع می کیند و راحت می شوید.راستی به همان دلیل ناگفته از حضور هردویتان محروم بودیم.

نیره

مممنون بخاطر تبریک.ان شاالله شما هم دفاع می کیند و راحت می شوید.راستی به همان دلیل ناگفته از حضور هردویتان محروم بودیم.

خون

خودت ناپیدایی مومن! شما نیومدی دفاع من و نیره من ناپیدام؟

سوزان خدیو

سلام (کدام کوپه‌ی آرامِ واگنِ عالم - چگونه میگذرانی مرا از این مرداب- به گِل نشسته دلِ خونِ این شکسته بَلَم) و (من اشتباه زمینم اگر که سلطانم- من اشتباه زمانم اگر شبان هستم) و(طناب لنگر خود را از این جزیره بکش - بکش به صفحه‌ی پایان ذهن خویش قلم) رو خیلی دوست داشتم، امیدوارم همیشه شاد باشید.