طبل بزرگ

تیر ماه 84 باور نکردنی ترین ماه زندگی من بود.

 طی کردن دوره آموزشی در تیر ماهی که گرما از 45 درجه گذشت، بر خلاف همه دلداریهایی که داده میشد به همان سختی، داغی و خرد کنندگی بود که فکر می کردم..

پادگان آموزشی 01 تهران- یگان 733- تیر 84

 حالا شاید بعد از یک سال بتوانم راحتت تر نوشته هایم را مرور کنم:

 

«طبل بزرگ»

- پاشو !  - بشین ! بدو ! بدو !

-         بشمار...!

-          دو...! سه...! چار...!

صبح سپیده یکسره تا بوق سگ فشار

سنگینی فضا که تو را خرد میکند

فریاد می زنند: بدو بچه کم نیار!

ساعت: چهار صبح؛ زمان: هشت تیر ماه...

این شد هزار و سیصد و هشتاد و چار بار...!

حتی چهار صبح هم اینجا جهنم است

بوی عرق؛ فشار مضاعف؛ تب فرار...

طبل بزرگ زیر کدام...؟!!

-آی... تک نزن!!!

-         طبل بزرگ و درد!!! بزن ! طبل و زهر مار!

حالا – قدم...

-         نه ! از نو...!

-         قدم...!

-         از نو...!

-         پا بکوب!

بالا بیار پا و بکوب و بده شعار!

روی چهل نشسته دماسنج و باز هم

تمرین ظهر گاه رژه... تشنه... بیقرار !

فریاد میزند که: گروهان به راست راست!

فریاد میزند که خبردار؛ دار... دار...

دارم درون خود به خودم فحش میدهم

لعنت به من! به این عوضی ها! به روزگار !

دارم خراب میشوم و خرد میشوم

دارم به درد مزمن دل میشوم دچار...

 

شاد باشید و برقرار ...

/ 33 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره جعفرزاده

سلام. اتفاقی با وبلاگتون اشنا شدم... با دو غزل به روز... منتظر حضورتان... موفق و پیروز باشید.

روح مهربان

سلام منم تا چند وقت ديگه سرباز ميشم آش خوری خوبه يا نه به منم يه سر بزن روح مهربان منتظرته بای تا هاي

مونا زنده دل

صد بار گفتم بچّه را در خانه های خالی نگذار در پنج ِ عمودی که می رود بالا که ... . . . به روزم

سيامک

سلام دوست من ! ...خوبي ؟!... غزل - يا غزلواره - خيلي خوبي بود ! ...خيلي چسبيد و ياد گذشته ها را زنده كرد ...مخصوصا با آن عكس ...۰۱ است ديگر ؟!...اين غزل را لينك كردم ...شاد باشي و برقرار

احمد فرجی

اميد جان سلام بر آستان جانان گرسرتوان نهادن گلبانگ سرفرازی بر آسمان توان زد درويش را نباشد برگ سرای سلطان ماييم و کهنه دلقی کاتش بر آن توان زد از متن ارسالی شما ساسگزارم . اميد جان تمام امیدم این است که بتوانم خدمتگزار شایسته ای برای فرهنگ و مردم و هنرمندان خوب شهرستانم باشم . به نفس هنر و هنرمندان زنده ام و مطمئنم که دعایم می کنند تا شرمنده نشوم . شادباشی و سرافراز- فرجی

شبگرد.........

هميشه انسا نها از چيزی يا کسی الهام می گير نند و ذوق هنريشون شکو فا ميشه و فکر می کنم برای شما اين حس از سر بازی مو نده و اونو خوب ترسيم کر ده ايد شاد باشين.

الهام

سلام عکستو که ديدم شديدا احساس خوش تیپی کردم

سطر سيزده

سلام اميد جان اين کارت واقعا عالی بود يا علی

حسين جلال پور

سلام "من حرف می زنم" این شعرهای گنگ به گوش تو آشناست؟ منتظرم با سپاس