این سخن از دیگری پُرس...

نگاهی به کتاب «سمت سرازیر پایتخت»

اثر: احسان قدیمی

 

از فروردین امسال که کتاب دوست و رفیق گرمابه و گلستانم‌ "احسان قدیمی" با عنوان "سمت سرازیر پایتخت" به زیور طبع آراسته شده و به‌دستم رسید؛ تا هم‌اکنون که نزدیک به شش ماه از آن تاریخ می‌گذرد، همواره نوشتن نقد و نظری بر آن؛ به رسم قدردانی؛ یکی از دغدغه های کاری‌ام بوده است؛ اما هرگز نتوانسته‌ام قلم بر کاغذ بیاورم. اگرچه مشغله‌های بی‌شمار کاری را می‌شد به عنوان بهانه تاخیرهای پی‌درپی به صاحب اثر ارائه کرد، لیکن خود به خوبی می‌دانستم که مهم‌ترین دلیل آن احساس تعلّق خاطری بود که به تک‌تک ابیات این کتاب داشتم.

اگر بگویم من و شاعر این کتاب با تک‌تک کلمات این شعرها در هنگام سرایش و پس از آن زندگی کرده‌ایم،‌ سخنی به گزاف نگفته‌ام. چه شب‌ها که بر سر تغییر یک کلمه از آن به بحث نشسته‌ایم و چه روزها که بر سر یک معنای دیریاب به شب رسیده است.

از این‌رو نقد و نظردادن درمورد آن مسلماً بسیار دشوار و مصداق آن حکایت سعدی است که:

«یکی از متعلمان را کمال بهجتی بود و معلم از آنجا که حس بشریت است با حسن بشره او معاملتی داشت ...

باری پسر گفت: آنچنان که در آداب درس من نظری می‌فرمایی در آداب نفسم نیز تامل فرمای تا اگر در اخلاق من ناپسندی بینی که مرا آن پسند همی نماید بر آن مطلع فرمایی تا به تبدیل آن سعی کنم. گفت: ای پسر، این سخن از دیگری پرس که آن نظر که مرا با تو است جز هنر نمی بینم.

چشم بداندیش که بر کنده باد

عیب نماید هنرش در نظر

ور هنری داری و هفتاد عیب

دوست نبیند بجز آن یک هنر»

                 

حال ما هم از همین لون است. اما پس از این مقدمه نسبتاً طولانی چند نکته‌که به نظرم می‌آید:

در این قحط‌سال شعر خوب و کتاب خوب، «سمت سرازیر پایتخت» را به حق می‌توان یکی از آثار قابل قبول در زمینه شعر امروز و بسیاری از شعرهای آن را در زمره غزل‌های خوب امروز دانست.

احسان قدیمی در این مجموعه پا از دایره شعر کلاسیک بیرون گذاشته و وارد فضاهای مدرن و گاهی پست‌مدرن گردیده است. استفاده از نماد، سعی در ایجاد لایه های معنایی و ایجاد همجواری بین عناصر نامتقارن حکایت از عبور او از فضای کلاسیک دارد.

"امّن یجیب و مضطرب از این که بی‌شما

قرص فشارهای روانی شدم خدا" (ص5)

یا

"درد از ستون پنجم پشتم شروع شد

جنگ از چراغ نفتی و کبریت بی‌خطر" (ص14)

یا

"از بوق سگ گرفته فقط داد می‌کشم

سیگار تیر و بهمن پنجاه و... هشت سال" (ص16)

                               

این شعر‌ها در وحله‌ی نخست ممکن است برای مخاطبانی که به غزل کلاسیک و نوکلاسیک عادت کرده‌‌اند، بعضاً نامفهوم و یا نامنسجم به نظر بیاید؛ اما با کمی تامل بیشتر به خوبی می‌توان با آن‌ها ارتباط برقرار کرد. این مطلب را به طور قطع می‌توانم بیان کنم که این شعر‌ها از آن دسته‌ای نیست که نه شاعر می‌داند چه گفته است و نه خواننده می‌داند چه می‌خواند.

شعرهای این مجموعه اگرچه دارای دایره تأویل گسترده‌تری نسبت به اشعار کلاسیک هستند و دست مخاطب را برای انتخاب معنی مناسب بازتر میگذارند اما در دام معناگریزی نیفتاده است. برای هر واژه و هر بیتی در این شعرها در بستر روایت اثر میتوان جایگاه و معنایی مناسب یافت که این معنی از مخاطبی به مخاطب دیگر میتواند متغیر باشد.

در عباراتی مانند:

"بالا بیاورید مرا از شکاف در" (ص 14)

یا

"گیسو رها نمی‌کند این کوچه بی شما" (ص 5)

یا

"سر نیزه راس ساعت رومیزی‌ام شکست" (ص 21)

                              

در آثاری از این دست ارزش‌ها جنبه عام خود را از دست داده‌اند و در سطح موقعیت‌ها و افراد خصوصی شده‌اند.

"بابا سلام، نوکرتم... بی حیا شدم" (ص18)

 

گفتگوها بعضاً در ذهن شخصیت شکل می‌گیرد و زمان با استفاده از تکنیک‌جریان سیال ذهن یا بازگشتن‌های زمانی از حالت خطی خارج می‌گردد. این‌گونه شعر‌ها نیاز به کمی تعمق در مباحث روانکاوانه و روانشناسانه دارد. در این شعر شخصیت که گاهی فردی روان‌پریش یا پارانویا است استنباط های ذهنی خود را در شعر به مخاطب منتقل می‌کند. شعر از زبان این فرد روان‌پریش یا دارای ذهن مشوش روایت شده یا گاهی بیان هزیاناتی در حالت تب، مستی و... است که پریشانی آن‌ها جزئی ناگزیر از شعر و کاملاً طبیعی است. در این‌گونه شعر‌های احسان قدیمی اغلب کلیدواژه‌ای در انتهای شعر مساله را برای ما روشن میکند کلید واژه‌هایی مانند:

"سرگیجه ام گرفته سرم درد می کند/ دکتر پدر نیامده امروزم از سفر/این تخت لعنتی / تب و..." در شعرقمقمه‌ی خالی پدر که کاملاً مشکل پریشانی در ابیات قبل را حل کرده است.

یا "بیچاره باز تخت مرا با طناب بست" در شعر آرم روی ماشه یا "روانیه به‌خدا/ پسرم قرصتو بخور" در شعر تا چکمه‌های صورتی‌ات.

اما در جواب دوستانی که به آشفتگی در ابیات اشاره داشته‌اند نکته‌ دیگری نیز لازم به گفتن است و آن ‌این‌‌که: این نوع شعر را نمی‌توان بصورت بیت به بیت خوانده و برداشت کاملی از هر بیت آن داشت. در این نوع شعر واحد شعری از بیت به اثر تغییر یافته است. اگر در شعر حضرت حافظ مطلب در یک بیت شروع و در همان بیت هم تکمیل شده و به سر انجام می‌رسید امروز دیگر الزاماً نباید از شاعر این انتظار را داشت.

در شعر احسان قدیمی روایت از جایی شروع می‌شود و پیش می‌رود و در انتها با یک پایان‌بندی بسته یا باز به انتها می رسد. این کل اثر است که حس یا مفهومی را منتقل میکند؛ که این حس یا مفهوم می‌تواند از مخاطبی تا مخاطبی دیگر متغیر باشد. آنچه منتقدان به عنوان "تداعی نامنسجم" بدان اشاره می‌کنند می‌تواند در این بررسی مورد نظر قرار گیرد. در این تداعی نامنسجم مفاهیم بصورت تکه تکه شده در کل شعر در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد؛ و آنگاه شعر بصورت کلی مفهوم مورد نظر شاعر را منتقل می‌نماید.

مورد دیگری که در این کتاب مورد پسند بنده است و بعضاً مورد اعتراض واقع میشود وجود روایتی موازی در کنار روایت اصلی شعر است که در وهله‌ی نخست باعث پریشانی ذهن کلاسیک می‌شود.

 این روایت‌ها یا شبه‌روایت‌ها گاهی به طور مستقیم و در کلمات و مصرع‌هایی مستقل وارد اثر می‌شوند. مانند:

"تا تیر برق سر به هوایی که عاشق است

تا تیر و قلب و اول اسمی شبیه ما" (ص 5)

یا

"لیوان آب، شاخه ی نرگس، مرا ببوس...

طرحی که مانده بین تو و دستهای مرد" (ص10)

و گاهی به‌وسیله گسترش دایره معنایی در سطح واژه، عبارت یا مصراع. مانند:

"با بوی استخوانی دستان عاشقش

تا گریه‌ای که بغض مرا باز می‌کند" (ص12)

 

در میان این روایت‌ها بعضاً می‌توان رد پای ماجرایی رمانتیک و عاشقانه را هم تشخیص داد و رصد کرد. حضور پررنگ "زن" درنقش‌های مختلفی مانند: مادر، زن، بانو، دختر، خواهر و... در قاطبه‌ی اشعار احسان قدیمی نیز می‌تواند در همین راستا مورد بررسی قرار گیرد.این مطلب را حتّی در نحوه نگارش عنوان مجموعه به خوبی می‌توان مشاهده کرد.

در این‌میان تکیه بر روی "مادر" در کتاب سمت سرازیر پایتخت بسیار جالب توجه است. کلمه "مادر" در مجموع 32 غزل احسان قدیمی15 بار تکرار شده است که حکایت از توجه شاعر به نقش مادر دارد (جالب آنکه این کلمات؛ یعنی: مادر، زن، دختر، خانم،  بانو و خواهر  در مجموع ٣٢ بار در اشعار وی استفاده شده است. یعنی درست به تعداد شعرهای این مجموعه) از این جمله است:

"سرما دوباره با ننه سرما شروع شد

با قصه‌های مادرم و پول خرد‌ها" (ص5)

یا

"مادر کوزت، بشور و بساب و بزایمت

هی رخت چرک‌مرده و بویی که بیش‌تر"(ص14) و...

 

در پایان لازم به گفتن است که این مباحث نباید شاعر را از تلاش بیشتر در کارهای بعدی باز دارد. احسان قدیمی می‌تواند استحکام زبان و دایره واژگان خود را افزایش دهد و با استفاده از اوزان متفاوت با ایجاد فضاهای متنوع‌تر در شعرها مخاطبان را بیش از پیش با خود همراه نماید.

این کتاب به طور کلی دو اشکال عمده نیز داشت که مسلماً باید در چاپ‌های بعدی جبران گردد. یکی نداشتن تاریخ در ذیل شعرها است؛ که باعث شده خواننده نتواند سیر تطور شعری شاعر را دریابد. که اگر این مساله نبود شاید کتاب به نظر تعداد بیشتری از دوستان دلپذیر‌تر می‌آمد؛ و دیگر اشکال کلی هم نداشتن فهرست است که خواننده را در یافتن شعر مورد نظرش دچار مشکل مینماید.

امید است احسان عزیز بتواند در مجموعه بعدی خود کاری بیش از پیش موفق را ارائه دهد.

«حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

                              که آشنا سخن آشنا نگه دارد»

                                                             امید نقوی/شهریار/مهر88

 

 

 

 

پ. م: جهت استحضار دوستان عرض کنم نقدهای دیگری نیزبر این مجموعه منتشر شده است؛ که  از جمله آنهاست:

١-نقد دکتر محمد رضا شالبافان

٢- نقد رضا عابدین زاده

٣- نقد ذوالفقار شریعت

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میخوش ولی زاده

سلام امید نقوی عزیز/ نگاه ارزشمندت را به کتاب احسان خواندم/ حق مطلب بود/ موفق باشید.

احسان برات پور

سلام آشنا وقت عالی بخیر با نقد منظوم استاد رضا افضلی بر پست آخرم ، از نو بروزم. سلامت باشی و پایدار به امید دیدار

نیره

کتاب رو نخوندم ولی در کل فضای شعری آقای قدیمی رو دوست داشتم...

حدیث

سلام استاد سعی می کنم کتاب را خریداری کنم باید این روزها بین نان و کتای یکی را برگزید!!!!!!!!!!!!!!

تمدید زمان/ جایزه ادبی سیمرغ/ افغانستان

مدت ارسال آثار به دبير خانه جايزه ادبي سيمرغ تا 17 عقرب (آبان) تمديد شد. جايزه ادبي سيمرغ از طرف داوران بنياد آرمان شهر به سه اثر ادبي برتر اعطا خواهد شد. چگونه در مسابقه ادبي سيمرغ شركت كنيد: قطعه ادبي، روايت، خاطر، قصه، داستان كوتاه (بين ده تا سي صفحه حد اكثر) و يا شعر(حد اكثر سه شعر) خود را در باره و يا با الهام از موضوعات زير براي شركت در مسابقه به ما ارسال كنيد: قرباني: آسيب ديدگان نا بساماني و درگيري ها و جنگهاي دوره اخير شكنجه: آزار هاي جسمي، جنسي، روحي و اجتماعي نفي جنگ: خشونت و نظامي گري اثر ادبي خود را ترجيحاً بصورت تايپ شده همراه با ديسك و يا خوش خط و خوانا، و يا از طريق پست الكترونيكي تا تاريخ (17 عقرب/ آبان 1388) به آدرس هاي زير، و با پر كردن فورم همراه، ارسال كنيد: نام ( و يا نام قلمي): نام خانوادگي: تاريخ تولد: جنسیت: شغل: تلفن: آدرس الكترونيكي: براي اطلاعات بيشتر يا به وبلاگ جشنواره سري بزنيد يا با ما در تماس شويد: armanshahrfoundation@gmail.com و Jayeza.simorgh@gmail.com تلفن: 775321697 (0)0093 و700427244(0)0093 وبلاگ: http://jayezasimorgh.blogfa.com

امید منوچهریان

سلام خیلی وقته خبری نیست نه از من نه از شعر نه از هیچ کس همه داریم تموم می شیم نگاه کن ببین دستام داره می افته آخرین چیزی که ازم مونده بود

س.رشیدی

سلام. مقاله رو که هنوز نخوندم. ولی اسم جناب قدیمی با تصویر روی جلد عجب همخوانی غریبی داره... جالبه... حتما خواهم خواند. با امید بهروزی