چهلم استاد

شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود ...


 

/ 3 نظر / 46 بازدید
پروانه

چهل روزه که استاد بین ما نیست...گاهی نبودن او رو به خودم یادآوری می کنم، چون هنوز باورم نشده که رفته...

علیرضا ابولحسنی

بر روی خاکت برف هم بارید استاد لبخند بین واژه ها ماسید استاد تا پیکرت را در میان سینه اش دید بر عکس هر روزم زمین چرخید استاد بادی که با خود از بهار و سبزه می گفت خاک سیا بر گونه ام پاشید استاد هر کس به نحوی در غم تو سهم دارد خورشید سرما بر تنم تابید استاد رفتی و بی تو شعر گفتن بی وفاییست طبع روان رودها خوابید استاد چندی است خشکیدیم و گل دیگر نداریم عطرت میان جمع ما جاوید استاد

رضا

باورم نمیشه چهل روز شد! ... مرا زِ قيد زمان و مكان رها مي كرد... اگر چه خود به زمان و مكان مقيّد بود