غزل تازه: عشق! ای عشق!

با نگاهت به تن واژه توان می‌بخشی

به غزل جان، به غزلگو هیجان می‌بخشی

 

شعر با عشق و تپش می‌شود آغاز و تویی

که به شاعر غم این می‌دهی، «آن» می‌بخشی

 

هرکه عاشق شده مجنون نشود لیلی جان

این تو هستی که به او نام و نشان می‌بخشی

 

این تو هستی که دل سنگ مرا می‌فهمی

که به رود یخی من جریان می‌بخشی

 ###

عشق! ای عشق! تو که هستی ما را بردی

همّتی کن که ببینم به که نان می‌بخشی!

 

امید نقوی/ شهریور 1394

/ 0 نظر / 92 بازدید