از عشق و شعر و قیصر امین پور

خدا روستا را

بشر شهر را...

ولی شاعران آرمانشهر را آفریدند (قیصر امین پور)

 

دوستان عزیز تر از جان

سلام

"میخواهم از این پس همه از عشق بگویم."

چند نفری هستند که من به شدت عاشقشونم؛ به مرور سعی میکنم با یادی از یکی دو نفر از این شاعرا؛ تا حدی که از دستم بر بیاد، ادای دینی بکنم. آنها که به نظر من در عرصه شعر معاصر و به خصوص غزل معاصر تاثیر به سزایی گذاشته اند و جان غزلند.

اولین و یکی از مهمترین این بزرگواران استاد دکتر قیصر امین پور عزیز است که اینبار خاطره برگزاری مراسم نکوداشت، بیو گرافی و چند شعر و نظر و ... را از ایشان میخوانید:

اردیبهشت 83 بود که بعد از مدتها برنامه ریزی و هماهنگی میخواستیم در روز تولد قیصر امین پور، مراسم نکوداشت خوبی ،در حد توان، برای ایشان برگزار کنیم. سال گذشته که قبول نکرده بود و به امسال موکول شده بود؛ امسال هم قبول نمیکرد و از ما اصرار بود و از او انکار تا اینکه عاقبت واسطه کردن چند نفر از بزرگان باعث شد قبول کنند. البته گفتند که به شکل یک مراسم شب شعر و پرسش و پاسخ باید باشد.

کمیته برگزاری تشکیل شد. ارشاد موافقت کرد تا بیشتر هزینه ها را تقبل کند و بقیه هزینه ها را هم با شهردار و شورای شهر هماهنگ کردیم. من به عنوان مدیر اجرایی همایش انتخاب شدم و هماهنگیها شروع شد. بروشور های رنگی روغنی سایزA3 و تابلو های بزرگی از عکسدکتر امین پور در عرض چند روز شهریار را پر کرد.

مجله طلیعه هم به صورت ویژه نامهء بزرگداشت دکتر قیصر امین پور منتشر شد. گرچه در زمینه تهیه زندگی نامه قیصر امین پور و همچنین چاپ مصاحبه ای از او  با دشواری مواجه شدیم اما به هر حال ویژه نامه در چهل و پنجمین سالگرد تولدش تهیه و چاپ شد. در آخرین روزها که استاد دعوت نامه ها و بروشور ها رو دید ناراحت شد و گفت که باید عنوان"مراسم بزرگداشت قیصر امین پور" را حذف کنیم. هرچند مبلغ زیادی آب میخورد اما همه را دوباره طراحی و چاپ کردیم.

روز موعود فرا رسید. من دنبال عبدالجبار کاکایی رفتم و بقیه دوستان هم هر کدام مسئولیتی به عهده گرفتند. ناهار را در یکی از باغهای شهریار به همراه قیصر امین پور و کاکایی، آقای اسحاقی و چند نفر از دوستان شاعر دیگر صرف کردیم و بعد از استراحتی مختصر به سمت فرهنگسرای شهریار رفتیم.

واقعا بهت آور بود، در فرهنگسرا جای سوزن انداختن نبود. سالن آمفی تاتر از زیادی جمعیت در حال انفجار بود. سالن نگار خانه فرهنگسرا که با تلوزیون مدار بسته مراسم را پوشش می داد، هم از جمعیت پر شده بود.

استاد محمد علی بهمنی، استاد مشفق کاشانی، و چندین شاعر بنام دیگر از جمله محمد رضا سهرابی نژاد، عبدالجبار کاکایی، امینه دریا نورد و چند نفری که الان در ذهنم نیست؛ آمده بودند. از شاعران جوان شهریار، کرج، رباط کریم، اسلامشهر و ... هم که هرکس شنیده بود آمده بود. جالب اینکه مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد استان تهران، روسای چند اداره ارشاد،  فرماندار، اعضای شورای شهر و... هم به این جلسه آمده بودند.

جلسه به شکل بسیار با شکوهی برگزار شد و در پایان هم جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد که استاد قیصر امین پور باوجود بیماری قدیمی و خستگی جلسه چند ساعته، با سعه صدر به سوالات پاسخ دادند.

از نکات جالب توجه دیگر این بود که استاد به جز لوح ها و تندیس یاد بود همایش  سایر هدایایی را که از طرف شورای شعر و ادب، ارگانها و انجمن های مختلف برایشان تهیه شده بود قبول نکردند. و گفتند که هدیه مادی قبول نمیکنم.­­ روز و شبی بود که هیچگاه از ذهنم نخواهد رفت.

 

دیر زیاد آن بزرگوار خداوند.

                          استاد دکتر قیصر امین پور-اسفند 82-دانشگاه تهران-عکس از: امید نقوی

 

اما خلاصه بیوگرافی دکتر قیصر امین پور:

 

قیصر امین پور روز دوم اردیبهشت 1338 در شهرستان گتوند استان خوزستان متولد شد و تحصیلات مقدماتی خود را در همین شهر ادامه دادند. در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شدند ولی پس از مدتی از این رشته انصراف دادند. تا در سال ۱۳۶۳ دوباره در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه راه یافته و در سال 1376 با درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند.

زندگی نامه قیصر امین پور همه شعر و عشق و شور است.

 

و قاف

                      حرف آخر عشق است

آنجا که نام کوچک من

                          آغاز می شود (آینه های ناگهان1)

 

 استاد قیصر امین پور از جمله شاعرانی بودند که به طیف حوزه هنری مشهور شدند. او از بدو تاسیس آن در سال1358، از ارکان اصلی حوزه هنری بود و به همراه زنده یاد دکتر سید حسن حسینی حرف اول را در زمینه شعر حوزه هنری می زد.

بعدها زبان شعری این شاعران بود که به شعر و غزل نئو کلاسیک در شعر امروز منجر شد؛ و همکنون نیز مورد توجه بسیاری از شاعران است.

قیصر امین پور از جمله شاعرانی بود که در جریان انشعاب جمعی از هنرمندان معترض در سال 1366 از حوزه هنری استعفا کرد.

سید ابراهیم نبوی در این زمینه مینویسد: "در سال 1366 در جریان اختلافی جمعی از هنرمندان با مدیریت حوزه هنری پیدا کردند 20 تن از هنرمندان حوزه استعفا دادند و از آنجا بیرون آمدند که از آن جمله: قیصر امین پور، سید حسن حسینی، محسن مخملباف، ساعد باقری، وحید امیری، محمد رضا عبدالملکیان، فریدون عموزاده خلیلی، بیوک ملکی، طاهره ایبد، افسانه گیویان، مهرداد غفار زاده و... بودند.

این دسته از هنرمندان معتقد بودن که با حوزه هنری تبلیغات چی تاجر صفت نمی شود کار کرد."

شاعران این گروه بعد از انشعاب از حوزه، هیات مدیره انجمن شاعران ایران و همچنین دفتر شعر جوان را شکل دادند که بعد ها شاعران دیگری نیز به جمع آنان پیوستند. این شاعران بدینوسیله توانستد تاثیرات زیادی بر شعر و غزل امروز بگذارند و غزل معاصر از بسیاری جهات مدیون آنان است. اما از بین این شاعران شاید بیش از همه قیصر و حسینی از حاکمیت فاصله گرفتند و شعر و شخصیتی مستقل را تجربه کردند.

قیصر امین پور از سال 1367  تا 1382سردبیری مجله سروش نوجوان را بر عهده داشت. وی از سال 1382 به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در آمد و همکنون عضو هیات مدیره انجمن شاعران ایران و دفتر شعر جوان؛ همچنین عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دانشگاه الزهرا بوده و ضمن تدریس در این دانشگاهها به کار شعری و پژوهشی نیز میپردازد.

تصادف هولناک رانندگی که در سال 1378 برای او روی داد، تاثیر بسیار زیادی بر فعالیت این شاعر بزرگ برجای گذارد و از آن سال ناراحتی کلیوی و دیگر آثار باقی مانده از آن حادثه این عزیز را همواره آزار داده است؛ که آرزوی بهبود و سلامتی هرچه سریعتر برای وی داریم.

گفت: احوالت چطور است؟

                               گفتمش: عالی است

مثل حال گل!

                  حال گل در چنگ چنگیز مغول! (گلها همه آفتابگردانند)

 

از این شاعر و پژوهشگر معاصر تا کنون بیش از ده کتاب منتشر شده است که از آن جمله میشود به این آثار اشاره کرد: 

 تنفس صبح - در کوچه آفتاب- مثل چشمه ، مثل رود - ظهر روز دهم - آینه‏ های ناگهان - گل‏ها همه آفتابگردانند- گزینه اشعار « مروارید » - بی بال پریدن - طوفان در پرانتز - به قول پرستو « مجموعه شعر نوجوان » - سنت و نو آوری در شعر معاصر. دستور زبان عشق

 

سادگی و روانی زبان، مضمون یابی، نکته پردازی، زبان امروزی و مردمی بودن از جمله مهمترین مختصات شعر قیصر امین پور هستند که او را از سایر شاعران بعد از انقلاب متمایز کرده است.

وی از لحاظ شخصیتی و اخلاقی نیز جایگاه بس والا دارد و مورد تحسین تمام کسانی است که از دور یا نزدیک با وی آشنایی دارند.

قیصر امین پور در میان شاعران بعد از انقلاب بیشترین تاثیر را بر شاعران هم عصر خود گذاشت و اشعارش مورد توجه خاص و عام قرار گرفت. وی هم در قالب شعر نو و هم شعر کلاسیک (به خصوص غزل) آثار شایان توجهی از خود بر جای گذارده که در میان هنرمندان پیشرو انقلاب از برجستگی خاص همراه بود.

در اینجا جملاتی از یک مقاله و 2غزل زیبا از او بخواند:

 

"... اصل مطلب را بگویم: همه آدمها شاعرند. همه آدمهای خوب شاعرند. همه فیلسوفها، اولیا و امامان شاعرند. اصلا اگر نمیترسیدم که کفر باشد می گفتم که همه پیامبران شاعرند. و بالاتر از آن می گفتم خدا هم شاعر است. و وقتی که می گویم همه آدمهای خوب شاعر هستند، پس می توانم بگویم همه شاعران آدمهای خوبی هستند. البته همه «شاعران». (روی کلمه شاعر تاکید دارم) پس اگر می بینید که بعضی از شاعران آدمهای بدی هستند، بدانید که آنها یا شاعر نیستند و یا آدم نیستند."

 


پ.م: قیصر امین پور شاعر  عشق و عاشقانه ها؛ پس از طی سالها رنج و درد ناشی از تصادف سال 1378 به نا باورانه ترین شکل ممکن؛ بامداد روز سه شنبه ۸ آبان ۸۶ بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان دی تهران در گذشت.

 تشییع پیکر وی روز چهارشنبه ۹ آبان ۸۶ در مقابل خانه شاعران ایران و همچنین دانشگاه تهران انجام شده و در شهرستان محل تولدش به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش همواره سبز... 

 

اما غزلها:

 

«1»

تو قلهء خیالی و تسخیر تو محال

بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال

ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی

شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال

عنقای بی نشانی و سیمرغ کوه قاف

تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال

بیچارهء دچار تو را چاره جز تو چیست

چون مرگ ناگزیری و تدبیر تو محال

ای عشق، ای سرشت من، ای سر نوشت من

تقدیر من غم تو و تغییر تو محال (گلها همه آفتابگردانند)

 

«2»

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را

می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

محو  تو ام چنانکه ستاره به چشم شب

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی تابم آنچنانکه درختان برای باد

یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل

یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی، می آفرینمت

چونانکه التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را (گلها همه آفتابگردانند)                                                                                                                                                                                                                         امضای دکتر قیصر امین پور در دفتر امید نقوی
                                                                                             
/ 77 نظر / 317 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهيل پاشازاده

سپاس /// به روزم با ... ( این دروغ سیزده ی تو چرا به من کج کجکی نگاه می کند ) سلام پیوست / دندانه ی عقل 12 که بیرون زد | 13 نحس شد و ماندگار ماندگار ماندگار

عليرضا ماندگار

کارت دعوت! آپدیت ماندگار و شعر جدید!!! بعد از 6 ماه و 4 روز برگشتیم تا همچنان مخل راحت روح و روان شما باشیم!!! تشریف فرمایی شما به این کلبه ی درویشی مایه ی بهروزی ما خواهد بود !!! باور کنید اگر برایتان مفید نباشد بی گمان بی ضرر هم نیست! با تشکر! علیرضا ماندگار

سليم

سلام اميد جان قشنگ بود خوشحال ميشم بهم سر بزنی

حميدرضا اقبال دوست

سلام قربان بسيار لذت بردم تا حدودی توانستم حال و هوای مراسمتان را احساس کنم برای شما آرزوی توفيق بيشتر و برای استاد امين پورآرزوی سلامتی ميکنم

برزو نظری

متاسفانه هنوز تصور روشنی از کلیت ادبیات و زبان ندارید. اساسا شاعر بودن یک فن است و ربطی به خوب بودن و بد بودن آدمها ندارد. آیا می توانید بگویید که چون فلانی هیتلر است پس هنری ندارد. یا برعکس چون فلانی شاعر است پس نمی تواند آدم خلاف کاری باشد. در کل قوی بودن در یک زمینه ای نشانه قوی بودن در سایر زمینه ها نیست. اینکه کسی خوب می نویسد به این معنی نیست که خوب هم نقاشی می کند یا اخلاق خوبی هم دارد. توصیه من اینست که ایدئولوژیک نباشید.مثل نسل جدید آدمهای مذهبی سعی نکنید که برای هر چیزی توجیه مذهبی بتراشید

سميرا

سلام سميرا از اصفهان هستم می خواستم بدونم که من چگونه می توانم عضو گروه شعر فارسی شوم . لطفا در اين مورد من و کمک کنيد .

بابک

عزیزمن!توکه اهل فضلی سری به بخش اعلام فرهنگ معین بزن ذیل کلمه گتوندتابفهمی گتوندجزو شوشتره نه دزفول!!! قیصرفقط دبیرستانش روتودزفول گذروند. اینکاروبکن به من هم نتیجش رو خبربده.

مینا

سلام.خوب باشید.از اینکه لحظاتی را در وبلاگ دلنشین شما گذراندم. خوشحالم. مایل بودید به من هم سری بزنید.[گل]

مهدیه.ع

سلام خوبی؟ ببین من باید خیلی سریع یه مقاله راجع به تجلی قرآن در شعر قیصر امین پور بدم و در مقدمه اش خلاصه ای از زنگی نامه ی شاعر باید ذکر بشه...با اجازه از این مطلب شما استفاده کنم...لطف می کنی بگی منبع شما برای این مطلب چی بوده؟!آخه استادمون گفته استفاده از اینترنت ممنوع! این لطف رو به یه دانشجوی محتاج محتاج می کنی؟!!

آسمون

سلام وبت عالیه یک کلبه ی خراب و کمی پنجره یک ذره آفتاب و کمی پنجره ای کاش جای این همه دیوار و سنگ آیینه بود و آب و کمی پنجره در این سیاه چال سراسر سوال چشم و دلی مجاب و کمی پنجره بویی ز نان و گل به همه می رسید با برگی از کتاب و کمی پنجره موسیقی سکوت شب و بوی سیب یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره راستی مهندسی صنایع کجا و ادبیات کجا؟ از اونجا که لیسانس منم مهندسی صنایعه می دونم روحیه بچه های فنی لطیف و شاعرانس ولی ندیده بوم که ادبیات بخونن!!!!!!!!