شوخی با شاعران و منتقدان...

عالم جالبی است عالم شعر

می‌توان بر حواشی‌اش خندید

می‌توان اعتنا نکرد و گذشت

می‌توان دیده را گرفت ندید

 

بلبشویی است راستش اینجا

بلبشوتر از آنچه می‌دانی

بیشتر از سیاست و فرهنگ-

دیده اینجا به خود پریشانی

 

چند دسته شدند شاعرها

عدّه‌ای شاعران انجمنی

عدّه‌ای جشنواره‌ای هستند

عدّه‌ای در پیِ جهان‌وطنی

 

شاعرانِ گروهِ انجمنی

هر کجا باشد انجمن، هستند

غالباً ریزه چین یکدگرند

گرچه اغلب همیشه «من» هستند

 

تا مشخّص شود هنرمندند

چهره‌ها را همه بدل کردند

عدّه‌ای زلف بسته از پشتند

عدّه‌ی دیگری کچل کردند

 

انجمن بیشتر شبیه تأتر

شعر خوانی نگو نمایش بود

روی صحنه به جای شعر اَدا

پشت صحنه فقط ستایش بود

 

هر کسی پنج شعر ساده سرود

می‌رسد ناگهان به استادی

انجمن می‌زند دگر در شهر

مرشدی می‌شود در آبادی

 

هر که «رو» داشت می‌شود شاعر

شعر گفتن جنم نمی‌خواهد

می‌تواند کتاب چاپ کند

ذوقی از بیش و کم نمی‌خواهد

 *

عدّه‌ای هم که جشنواره‌ای‌اند

عاشق سکّه و سفر هستند

هرکجا هست جشنواره به پا

این جنابان در آن «به سر» هستند

 

شعرِ خوبِ مناسبی دارند

هرکجا و به هر مناسبتی

اگر این جشنواره آزاد است

اگر آن دیگری «مناسبتی»

 

اختتامیّه هاش دیدنی است

دسته دسته نشسته گِردِ همند

همه در انتظار و مدّعی‌اند

داوران هم همیشه متّهمند

 

هرکه اوّل شود لابی کرده

بوده یار فلان و بهمانی

(گرچه اغلب حقیقت این طور است)

جنگ و دعوا پلان پایانی

 

یک نفر گریه می‌کند اینجا

آن طرف می‌زند یکی فریاد

یک نفر پای «قزوه» افتاده

یک نفر در پیِ «سعیدی راد»

*

«نقد» این روزها شده بازی

هرکسی فکر دار و دسته‌ی خود

این به عاشق شدن می اندیشد

آن به معشوق دلشکسته‌ی خود

 

این به آن قرض می‌دهد نان و -

آن به این، آفرین!!! عجب نقدی ...

- : «تو که از هفت دولت آزادی

دهنت را چرا نمی‌بندی؟!»

 

دلم از نقد فلّه‌ای تنگ است

«نقد علمی» به سبک فامیلی

نقد بی‌پایه، دل‌بخواهی، زرد

مافیائی، قبیله‌ای، ایلی...

/ 12 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

اخ که حرف دل میگویی استاد چقدر به شخصه از این جو شعر امروز گرفته ام ...

احسان

ما دچاران حاشیه هستیم توی بن بست های فرهنگی

وحید حیاتلو

نا مسلمان اینقدر با موی خود بازی نکن دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست ... ....... .......... سلام شاعر بروزم با یک غزل و چند خبر [گل][گل]

وحید حیاتلو

نا مسلمان اینقدر با موی خود بازی نکن دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست ... ....... .......... سلام شاعر بروزم با یک غزل و چند خبر [گل][گل]

ری را جویباری

همیشه درود دوست عزیز... با احترام و افتخار دعوتید به جشن واژه هایم... [گل][گل][گل]

محمد صادق مرتضوی

سلام دوست خوب طنز پردازم. اول اینکه سادگی بیان و طراوت طبعت منو یاد شعر ایرج میرزا انداخت البته اشعار طنزش نه هجو و هزل. دوم اینکه ای کاش در انتهای شعرت ابیاتی اضافه کنی.به نظر من این شروع خوب پایانی خوب لازم داره تا حق مطلب ادا بشه و سوم اینکه هر چند از لحاظ عروضی اندک ایرادی در کار هست ولی اگه کتابی چاپ کردید من از اولین خریداران شعر شمایم.(محمد صادق مرتضوی)

علی رجبی

با سلام و وقت بخیر من دانشجو روز سه شنبه ساعت 16:45 تا 19:00 شما هستم میخواستم نظر خودم رو راجع به کلاس مطرح کنم. از نحوه برگزاری کلاس خیلی راضی هستم صحبت های شما دلنشین و زیبا مانند یکی از معلم های دوران دبیرستان من فوق العاده هستید و ادبیات رو آنطور که باید و شاید برای ما بیان می کنید و در مورد خداوند عالی صحبت میکنید. یا علی

وحید امامی

با سلام هر هفته مشتاقانه منتظرسه شنبه ها هستم . از کلاس لذت می برم ولی ای کاش چند دقیقه ای رو برای استراحت لحاظ کنید (برای ترم بعد از ما که گذشت) دیگه نظری ندارم کارتون درسته حق نگهدارتون ( دانشجو روز سه شنبه ساعت 16:45 تا 19 )

شهلا

جانا سخن از زبان ما میگویی..

داود (خورشيد نامه)

[نیشخند]